در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١١٩ - مرحله نخست در عصر امامان(عليهم السلام)
از اين حديث چند نكته به دست مىآيد:
اوّل: اين اشكال از زمان خود ائمّه و در سطح بالايى مطرح بوده است؛ زيرا يكى از راويان بزرگ از آن سؤال كرده است؛ يعنى «حسن بن جهم بن بكير بن اعين، ابومحمّد زرارى شيبانى» كه از اصحاب خاص امام رضا (ع) بوده و از امام كاظم (ع) نيز حديث نقل كرده و برخى از بزرگان شيعه نيز از او روايت كردهاند.
در كتابهاى رجالى، به توثيق او تصريح شده و كتاب معروفى دارد كه در كتابهاى فهارس از آن، نام برده شده است.
همچنين در كتب اربعه روايات بسيارى از او نقل شده است.[١] او از بزرگان «خاندان زراره» است؛ خاندانى كه پايبندى آن به مذهب تشيّع، زبانزد است.
دوّم: آگاهى امام از زمان شهادت خويش و نيز سخنان و كارهايى كه در روايت ذكر شده نشانه اين است كه امام، شهادت را انتخاب نموده و به آن مبادرت ورزيده است. همه اينها در عصر امام رضا (ع) امورى مسلّم و مشهور بودند.
سوّم: سؤال راوى اين است كه: علّت اقدام امام به اين امور چيست؟ و با توجّه به اين كه امام مىدانستند اين امور به قتل ايشان مىانجامد، چگونه جايز است خود را در معرض آنها قرار دهند؟ اين سؤال در واقع همان اشكال دوّم است.
[١] - معجم الاعلام من آل اعين الكرام: ٢٠٤، شماره ١٢.