إستفتائات جديد - تبريزي، ميرزا جواد - الصفحة ٣٤١ - چند مسأله
(١٥١٣)
پدرى دو دختر را به عقد منقطع پسرش پيش از بلوغ درآورده، پسر پيش از بلوغ، يكى از آن دو را رخصت داد، اما هنگام بلوغ پسر خواست با دومى از آنان ازدواج كند، خانواده دختر گفتند: تو بايد دختر نخست را رخصت دهى، چون رخصت تو پيش از بلوغ بود، و اين درست نيست؛ پسر نيز نصف مهريه دختر را به او پرداخت، پسر نيز پس از عروسى با دومين نامزد خود، ادعا مىكند رخصتى كه به دختر اول داده بود بدون قصد بود، مىخواسته وانمود كند تا بتواند دختر دوم را نيز همسر خود سازد، و شاهدى هم ندارند، آيا اين رخصت صحيح است؟ هنگامى كه دختر را در كودكى رخصت داده بود، وى را به عقد ديگرى درآوردهاند، آيا اين عقد درست است؟
[جواب]
باسمه تعالى؛ دو دختر مزبور تا زمان بلوغ شخص- در صورتى كه مدت عقد منقضى نشده باشد- به زوجيت او باقى هستند، لذا بايد ابراء مدت را بعد از بلوغ بيان بنمايد؛ و چنانكه ظاهر فرض است كه شخص بعد از بلوغ، ابراء مدت نموده و بعد ادعا كرد ابراء او با قصد نبوده، بايد آن را اثبات نمايد، و الّا حكم به صحت ابراء مىشود، و آن عقدى كه بعد از رخصت در زمان صغر شخص با شخص دوم واقع شده است، باطل مىباشد، بلكه در صورت دخول با علم به حكم و موضوع، موجب حرمت ابدى هم مىشود، و الله العالم.
(١٥١٤)
نوزادى هنگام تولّد مُرد، لكن زن ادعا مىكند فرزندش توسط ماما به قتل رسيده است، شوهر اين زن پيش از اين ماجرا فوت نموده بود، نيز ماما خواهر شوهر اين زن است.
[جواب]
باسمه تعالى؛ مسأله احتياج به مرافعه پيش حاكم شرع دارد، و چنانچه زن نتواند اثبات كند كه بچهاش بعد از وضع حمل زنده بوده است، بر خواهر ميت لازم است قسَم بخورد كه موقع آمدن، بچه مرده بود، و زايد بر سهم زن منتقل به