إستفتائات جديد - تبريزي، ميرزا جواد - الصفحة ٣٣٩ - چند مسأله
ديگرى غير از زانى ازدواج كند، آيا ازدواج اينچنين دخترى منوط به اذن پدر است؟
[جواب]
باسمه تعالى؛ در فرض ظاهر سؤال كه ازاله بكارت به دخول شده است، اذن پدر لازم نيست، و الله العالم.
(١٥٠٤)
زنى با شوهرش شرط كرده بود بعد از پنج سال ازدواج، او را طلاق بدهد، آيا اين شرط لازم الوفا مىباشد؟
[جواب]
باسمه تعالى؛ شرط مزبور از جهت منافات آن با دوام عقد، محل اشكال است، بلكه دائمى بودن عقد با اين شرط هم مورد اشكال مىباشد، و الله العالم.
(١٥٠٥)
دخترى بالغ شده، ولى در رشيد بودن او شك است، براى عقد او پدرش در دسترس نيست، آيا اجازه حاكم شرع در عقدى كه به مصلحت اوست، لازم است؟
[جواب]
باسمه تعالى؛ اگر استعلام از پدرش ممكن باشد- و لو با تلفن يا تلگراف يا فرستادن شخصى- بايد از پدرش اجازه بگيرند، و اگر پدر در سفر است و بعد از زمان كمى مثل يك ماه مىآيد، بايد صبر كنند تا پدر بيايد؛ و در غير اين صورت بايد امتحان شود، اگر سفيه بودن او محرز شد، بايد با ملاحظه مصلحت او، براى عقد او از حاكم شرع اجازه بگيرند، و الله العالم.
(١٥٠٦)
در فرض مزبور، اگر بدون اجازه حاكم شرع عقد مورد مصلحت او انجام شد، آيا باطل است؟
[جواب]
باسمه تعالى؛ احتياطاً به حاكم شرع مراجعه كنند و از او اجازه بگيرند، و الله العالم.
(١٥٠٧)
زنى عمداً نوه دخترى خود را شير داده تا بر شوهرش حرام شود، آيا مرتكب كار حرام شده؟ آيا ضامن مهريه است؟
[جواب]
باسمه تعالى؛ ضامن مهريه نيست، ولى اگر به قصد اضرار اين كار را كرده، مرتكب حرام شده است، و الله العالم.