إستفتائات جديد - تبريزي، ميرزا جواد - الصفحة ٢٦٧ - اجاره
سرازير مىشود و ديگر زمينها را سيراب مىكند، پس از تقسيم بدست يكى از برادران افتاده، اينك وى از رسيدن آب به ديگر زمينها جلوگيرى مىكند، حكمش چيست؟
[جواب]
باسمه تعالى؛ حقّ سابق بر تقسيم، به قوت خود باقى است، مگر اينكه هنگام تقسيم خلاف آن شرط شده باشد، و الله العالم.
(١٢٣٢)
آيا اجازه مىفرماييد ضمن عقد شركت، شريك متعهد شود سهم الشركه خود را بعد از مدتى- مثلًا يك سال- به قيمتى كه ضمن عقد تعيين مىشود، به شريك ديگر بفروشد؟
[جواب]
باسمه تعالى؛ اشتراط مذكور، مانعى ندارد؛ ولى با فسخ شركت، تعهد مزبور لازم الوفا نيست، و الله العالم.
(١٢٣٣)
در يك مزرعه مشاع، در صورتى كه يكى از مالكان بدون رضايت ديگران و با مخارج خود چاهى حفر نمايد، آيا اين چاه ملك مطلق حفركننده مىشود؟
آيا ديگران در اين چاه حقى دارند؟
[جواب]
باسمه تعالى؛ در فرض سؤال، آب چاه و خود چاه ملك مشاع همه شركاء است، و حافر حقّ مطالبه مخارج را ندارد، و الله العالم.
(١٢٣٤)
چند برادر در يك خانه و ملك مشاع زندگى مىكنند؛ يكى از برادران، كارگر، يا زارع در بالاى زمين، بىاجازه يا با اجازه پدر درختى مىنشاند، اكنون آيا صاحب آن درخت، شخص صاحب زمين است يا كسى كه آن را كاشته؟
[جواب]
باسمه تعالى؛ درخت ملك كسى است كه آن را نشانده است نه ملك صاحب زمين، مگر اينكه بعد از كاشتن يا قبل از آن درخت را به صاحب زمين واگذار كند، و الله العالم.