إستفتائات جديد - تبريزي، ميرزا جواد - الصفحة ٣٧٨ - چند مسأله
شوهر را راضى نمايد تا به وجه صحيح وى را طلاق دهد، و الله العالم.
(١٦٧٩)
بيست سال پيش مردى با خانمى ازدواج كرد، به دنبال اختلاف خانوادگى دو سال پيش زوج طى نوشتهاى كه به زوجه داد طلاق را نوشته و به او داده، يعنى بدون اجراى صيغه شرعى و بدون وكيل، او فقط نوشته «تو زن من نيستى»، اينك مىخواهند به قم رجوع كنند، حكم اين مسأله را بيان نماييد؟
[جواب]
باسمه تعالى؛ تا طلاق شرعى واقع نشده و يا از موارد فسخ نباشد، گفتن اينكه تو زن من نيستى اثرى ندارد، و الله العالم.
(١٦٨٠)
از جمله شروط ضمن عقد نكاح اين جانب منع ازدواج دوم است، چنانچه من با داشتن همسر دائم، به دليل عسر و حرج ايجاد شده توسط همسرم، اقدام به ازدواج موقت كردم، آيا از نظر شرعى ازدواج دوم من باعث ايجاد حقّ طلاق از ناحيه زوجه دائم مىگردد؟
[جواب]
باسمه تعالى؛ چنانچه ضمن عقد نكاح شرط شده كه زوجه وكيل باشد از طرف زوج تا در صورت ازدواج دوم زوج، و لو به صورت نكاح موقت، خود را طلاق بدهد، زوجه مزبور مىتواند در اين صورت از ناحيه زوج، خود را طلاق بدهد؛ و چنانچه وكالت زوجه در طلاق در مورد خاصى است، فقط در همان مورد مىتواند خود را طلاق بدهد، و الله العالم.
(١٦٨١)
زن شيعه، و همسرش سنّى است، شوهر سه بار لفظ طلاق را براى زوجهاش به كار مىبرد، آيا اين طلاق درست است؟
[جواب]
باسمه تعالى؛ طلاق واقع مىشود و زوجه شوهر خود را بر طبق مذهب اهل سنّت ملزم مىسازد، و الله العالم.
(١٦٨٢)
همسرى كه شوهرش مفقود شده و پس از حدود دو سال طبق وكالت بلاعزلى كه در طلاق خود داشت، خود را مطلّقه نمود، پس از انقضاى عدّه طلاق، با شوهر جديد ازدواج نمود؛ چهار سال از ازدواج دومى گذشت، خبر شهادت همسر اولش را آوردند، از علائم و پلاك مشخص شد كه ايشان همان هشت