گفتارهايى پيرامون نهضت حسينى - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٩٠

پس وضع مادى امام (ع) متعارف و بلكه بهتر از افراد متعارف بود- چنان كه از خلال عطايا و ديگر مسائل آن حضرت معلوم است- وليكن آن بزرگوار از اين وضعيت مطلوب مادى و اجتماعى و از آن زعامت دست كشيد؛ نه تنها از اينها كه از جان خود، جان برادران خود و جان عشيره خود دست شست تا اين كه آن انسانى كه وبال حاكميت منحرف اموى را به گردن دارد و كم‌ترين پرتويى از انسانيت در وجود او شعله‌ور باشد، به خود آيد و بگويد: عجب! اين شخص با اين جايگاه و وضع و امكانات خودش را براى من فدا كرد و من همچنان به اين پست و آن مقام و ... چسبيده‌ام ....

سوى ديگر ماجرا، بعد فاجعه‌بار حادثه است كه امام (ع) به نحو دقيق براى آن برنامه‌ريزى فرموده است به نحوى كه كودك شيرخوار را به معركه مى‌برد. در چگونگى معركه نيز همين‌طور است. به هنگام خروج به سوى ميدان جنگ عمامه رسول الله (ص) را به سر مى‌گذارد و خويشتن را شبيه آن حضرت مى‌كند. پس مسأله فقط اين نيست كه امام (ع) مى‌خواست حكومت را از دست يزيد خارج كند و سپس امر به عكس نتيجه داد و اتفاقاتى فاجعه‌بار و پيش‌بينى نشده رخ داد بلكه بعد فاجعه‌آميز واقعه كاملًا برنامه‌ريزى شده بود تا به بدترين شكل و صورت ممكن تحقق پذيرد تا اين كه بر هر ضمير انسانى‌