گفتارهايى پيرامون نهضت حسينى - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٩ - علل شكلگيرى نهضت

حسين (ع) و مكتب اهل بيت (عليهم السّلام) و حقيقت ايشان و مفهوم امامت آنان به دور بوده‌اند و بالطبع ادراكى نسبت به ابعاد اين خصوصيات نداشته‌اند، زيرا يا مسلمان نبوده‌اند و يا شيعه نبوده‌اند. پس به طور طبيعى تفاسيرى به ذهنشان خطور كرده است كه با آن چه كه ما درباره ائمه و امام حسين (ع) به طور خاص بدان معتقديم، ناسازگار است كه در نتيجه ما اين دست از تفاسير را تفاسير باطل و نادرستى از نهضت امام حسين (ع) مى‌دانيم.

در اينجا به دو تفسير مشهور از تفاسير انحرافى كه در برخى از كتب تاريخى و نيز تحقيقات مستشرقين در زمينه حركت امام حسين (ع) وجود دارد، اشاره مى‌نماييم:

تفسير نخست:

اين تفسير بر تحليل‌هاى قبيله‌اى و عشيره‌اى استوار است. بدين معنى كه برخى از كتب تاريخى و نيز برخى از مستشرقين كوشيده‌اند تا واقعه كربلا را به عنوان حلقه‌اى از حلقه‌هاى درگيرى قبيله‌اى ميان بنى هاشم و بنى اميه وانمود كنند؛ درگيرى و نزاعى كه از زمان هاشم و اميه، وجود داشته است و بعد از حضرت سيد الشّهداء (ع) نيز امتداد يافته است. بر اساس اين تفسير، بنى اميه و بنى هاشم از ابتداء بر سر زعامت و وجاهت در جامعه مكه و حجاز و امورى همچون تصدى بيت‌