گفتارهايى پيرامون نهضت حسينى - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٢٨ - ملاحظاتى كه درباره نظريه غيبى وجود دارد

كنيم كه امام حسين (ع) در حركت خويش، تنها به خود اكتفاء نفرموده و در صدد بوده است كه هر كسى را كه براى كار آمادگى دارد به همراه خود ببرد و از اين رو مرقوم مى‌دارد: «هر كس به ما ملحق نگردد به فتح و پيروزى نائل نمى‌گردد».

هدف امام (ع) از اين عبارت، اين نيست كه همت افراد را براى انجام يك اقدام غيبى محض كه صرفاً يك انگيزه غيبى در وراى آن است برانگيزد. چرا كه اگر چنين بود تنها خود امام (ع) كه داراى شخصيتى متصل به عالم غيب است به سوى اين مقصد حركت مى‌نمود. پس اگر امام (ع) مى‌تواند تعدادى از مردم عادى ولو گروهى اندك از آنان و حتى پنج نفر را با خود به حركت درآورد، ديگر نمى‌توان، اين پديده را يك پديده غيبى دانست. امام ديگران را دعوت نموده است و اين هدف را داشته است كه مردم به همراه ايشان خارج شوند و بالفعل ٧٤ نفر از اصحاب ايشان كه افرادى عادى و نه غيبى و نه معصوم بودند به ايشان پيوستند. افرادى كه از منطق و موضع‌گيرى و حركت امام (ع) تأثير پذيرفتند. اگر اين مسأله، داراى انگيزه‌هاى غيبى بود كه انسان عادى از عهده فهم آن بر نمى‌آيد، چگونه ممكن بود كه امام (ع) بتواند اين افراد را به حركت درآورد و با خود همراه سازد؟ و چگونه ممكن است شخصى در راهى كه هدف آن براى وى نامفهوم است حركت كند و جان خود را در آن راه فدا كند؟ بر فرض اگر چنين حركتى در فرد ايجاد شود