گفتارهايى پيرامون نهضت حسينى - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٣٢ - ملاحظاتى كه درباره نظريه غيبى وجود دارد

مى‌كند؟ حقيقت آن است كه تأثيرگذارى و قدرت جذب اين قضيه متوقف بر بشرى بودن آن است و الا اگر اين قضيه صرفاً قضيه‌اى غيبى باشد هيچگونه فاعليت و تأثيرگذارى در آن نخواهد بود. بلكه فقط انسان براى مصائبى كه براى آن بزرگوار حادث شده است متأثر شده و گريه مى‌كند ليكن هيچ گونه احساسى در اين زمينه به وى دست نمى‌دهد كه او مسؤوليت و تكليف دارد تا رفتار اجتماعى خود را منطبق با سلوك اجتماعى امام حسين (ع) نمايد. زيرا به حسب فرض اين قضيه، قضيه‌اى خاص و داراى موضوعى خاص بوده است چنان كه مثلًا در مورد ساير احكام خاص به نبى اكرم (ص) چنين است و مثلًا جواز تعدد زوجات بيشتر از چهار زوجه از احكام اختصاصى آن حضرت است. آيا كسى مى‌تواند اين حكم خاص را سرلوحه مشى و رفتار خويش قرار دهد؟ خير. زيرا اين يك حكم خاص است چنان كه هر حكم خاص ديگرى نيز كه از مختصات پيامبران گذشته باشد همين خصوصيت را دارد. و نمى‌تواند به عنوان سرمشق و مربى ديگران قرار بگيرد. در حالى كه مى‌دانيم قضيه امام حسين (ع) از قوى‌ترين عواملى است كه جوامع اسلامى و نسل‌هاى پى در پى را در طول تاريخ تربيت نموده است و هنوز هم تأثيرگذار و هيجان‌برانگيز و عامل بقاى مكتب اهل بيت (عليهم السّلام) به خصوص در بُعد سياسى آن است، يعنى‌