گفتارهايى پيرامون نهضت حسينى - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٢١ - نظريه نخست تفسير غيبى

اتصال ايشان به عالم غيب، اختصاص به آن حضرت دارد و ديگران مشاركتى در اين تكليف ندارند. و از اين رو اين تكليف شاق و عظيم همانگونه بوده است كه خداى متعال آن را واجب نموده است و بر آن حضرت نيز فرض بوده است كه بر طبق تكليف الهى به همانگونه آن را امتثال نمايد. بديهى است كه اين تفسير مى‌پذيرد كه بر اين حركت مبارك و عظيم آثار و نتايجى مترتب شده است ليكن بحث فعلًا از انگيزه‌ها و اسباب است و نه آثار و نتايج. پس هيچگونه انگيزه سياسى يا انگيزه اجتماعى، امام (ع) را به سوى اين حركت سوق نداده است بلكه تنها و تنها اوامر عالم غيب آن حضرت را به اين فداكارى عظيم وا داشته است. پس على‌رغم اين كه اين حركت آثار و نتايج زيادى در تاريخ اسلام از خود به جاى گذاشته است ليكن هيچ يك از اين آثار و نتايج، انگيزه حضرت از حركت نبوده و بلكه چه بسا اصلًا مورد لحاظ امام (ع) نيز نبوده است.

قائلين به اين نظريه براى اثبات ديدگاه خويش به برخى از رواياتى كه از خود آن حضرت در اين زمينه رسيده است، استناد مى‌جويند؛ از جمله اين كه هنگامى كه حاكم اموى در مدينه سعى كرد تا از امام حسين (ع) به اجبار براى يزيد بيعت بگيرد، ايشان يك شب يا دو شب از او مهلت خواسته و به جوار مرقد نبى اكرم (ص) رفتند. پس حالت خواب ايشان را فرا