گفتارهايى پيرامون نهضت حسينى - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٥٥ - مزاياى تفسير سياسى بر تفسير غيبى

مى‌نمايد كه امام (ع) يك هدف سياسى را دنبال مى‌نموده است. از جمله اين نصوص، نامه‌اى است كه طبرى از آن حضرت خطاب به مردم كوفه نقل مى‌كند كه بخشى از آن چنين است:

«خداوند محمد را بر خلق خود برگزيد و او را براى رساندن پيام‌هاى خود انتخاب كرد سپس او را به جوار خود برد در حالى كه ما خانواده او و اوصياء او و شايسته‌ترين مردم به جايگاه او بوديم. ليكن قوم ما حق ما را از ما ستاندند و ما نيز رضايت داديم [چرا كه‌] تفرقه را نمى‌پسنديم و عافيت را دوست مى‌داشتيم. اين در حالى بود كه مى‌دانستيم به امر خلافت نسبت به كسانى كه آن را به عهده گرفته‌اند سزاوارتريم. و من فرستاده خود را با اين نامه نزد شما فرستادم و شما را به كتاب خدا و سنت پيامبرش دعوت مى‌كنم چرا كه سنت مرده است و بدعت زنده شده است. اگر گوش به فرمان من باشيد شما را به راه رشد، رهنمون مى‌شوم».[١]

قائلين به اين نظريه مى‌گويند: اين نامه صريح در اين معناست كه امام حسين (ع) درصدد سرنگون كردن حكومت و بازپس‌گيرى حق مشروع خويش بوده است كه طبيعتاً بدون آن امكان اجراء شريعت الهى به طور كامل وجود نداشته است.


[١] تاريخ الطبرى، ج ٢٦٦: ٤؛ البدايه و النهايه، ج ١٧٠: ٨.