گفتارهايى پيرامون نهضت حسينى - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٧٣ - نظريه سوم تفسير رسالت تاريخى

سطح است تمام غرض و هدف ايشان- يا لااقل يكى از دو هدف ايشان- اين بوده است كه اگر در به دست گرفتن حكومت موفق نشد، تكليف و رسالت الهى دوم را به انجام رساند.

نظريه سوم: تفسير رسالت تاريخى:

گفتيم كه تفسير و نظريه دوم على رغم امتيازاتى كه دارد ليكن تفسيرى جزئى و مقطعى است كه بر اساس آن، انگيزه و هدف امام (ع)، انگيزه و هدفى محدود مى‌شود، هر چند كه اين هدف نيز هدفى شرعى است كه استحقاق آن را دارد كه براى آن بذل جان شود. ليكن بايد دانست كه انگيزه‌اى كه ما براى اين نهضت مبارك تصور مى‌كنيم بسيار وسيع‌تر و عميق‌تر از اين مقدار است كه در اين جا به آن اندازه كه فرصت مجال دهد به شرح آن مى‌پردازيم. تشريح ابعاد اين نظريه مستلزم مقدماتى چند است:

- مفاهيم ذهنى بايد به ايمان قلبى تبديل شوند:

امر نخست: افكار و مفاهيم و ارزش‌هاى دينى و انسانى اگر در حد نظريه و مفهوم و در وعاء ذهن و عقل و ادراك باقى بمانند، نمى‌توانند انسان را به حركت درآورند. هر مفهومى كه متعلق به يك طرز فكر صحيح باشد و از آن انتظار برود كه محرك انسان به سوى عمل باشد، بايد از عالم ادراك ذهنى مجرد به عالم قلب و عاطفه و وجدان نزول كند ... زيرا آن چه‌