گفتارهايى پيرامون نهضت حسينى - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٣٣ - ملاحظاتى كه درباره نظريه غيبى وجود دارد

همان بُعدى كه تمامى انواع حكومت‌ها و حاكمان ظلم را و كسانى را كه مى‌خواسته‌اند- و بالفعل نيز اراده خود را محقق نموده‌اند- جامعه و امت اسلامى را به ذلت بكشانند، با قدرت ردّ نموده است.

در يك كتاب تاريخى خواندم كه خليفه اموى عمر بن عبدالعزيز چهل نفر از صحابه را احضار كرد تا همگى شهادت دهند كه هر كس خليفه شود همه تكاليف الهى از او ساقط مى‌شود و نسبت به هيچ يك از كارهايى كه انجام داده است مورد مؤاخذه قرار نمى‌گيرد و قلم از او برداشته شده است.

اين صيانتى است كه از خلافتى كه در عمر بن عبدالعزيز اموى تجسم يافته است صورت مى‌پذيرد و اين سطح ذلتى است كه از سوى چنين حاكميتى در حق مردم روا داشته مى‌شود؛ وقتى خداوند از خليفه حق مؤاخذه و حساب و كتاب ندارد بديهى است كه ديگر احدى نمى‌تواند به لحاظ قانونى، او را مورد بازخواست قرار دهد كه چرا چنين و چنان كردى؟

ليكن مى‌بينيم اين افكار گمراه كننده و اين به ذلت كشاندن امت اسلامى و تحريف ارزش‌ها و مفاهيم، تأثيرى از خود نمى‌گذارد، چرا؟ به بركت نهضت امام حسين (ع). زيرا مردم ديدند كه امام حسين (ع) به اعتبار اين كه يكى از افراد مكلف و مسؤول در اجراى تطبيق رسالت و احكام الهى و شريعت‌