گفتارهايى پيرامون نهضت حسينى - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٣١ - ملاحظاتى كه درباره نظريه غيبى وجود دارد

ملاحظه سوم:

اين تفسير اساساً سبب مى‌شود كه قضيه حضرت سيد الشّهداء (ع) كارآيى خود را به عنوان حادثه‌اى تأثيرگذار و تربيت‌كننده بشريت و مردم از دست بدهد. بدين معنى كه اگر فرض كنيم قضيه امام حسين در واقع يك حكم غيبى خاص و مخصوص به امام حسين (ع) است و خداوند متعال از روى حكمتى غيبى اراده فرموده است كه امام حسين (ع) را در كربلا، كشته ببيند و امام (ع) نيز به اعتبار عصمت خويش، امر الهى را امتثال نموده و به كربلا رفته تا كشته شود، در اين صورت ديگر محال است كه اين قضيه بتواند تربيت كننده مردم و نسل‌هاى پى در پى بوده و حتى در ضمير افرادى كه معاصر با آن حضرت بوده‌اند، تأثير گذار بوده باشد چه رسد كه تأثيرگذارى آن با اين گستره و اين شدّت تا اين زمان باقى بماند. زيرا مردم وقتى قضيه‌اى را به طور عقلايى و با فهم بشرى، فهم نمايند بلكه آن را به صورت حكمى خاص و غيبى كه موضوع آن يك انسان ويژه و خاص يعنى امام معصوم (ع) است دريابند طبيعى خواهد بود كه خود را موضوعاً و تخصصاً خارج از آن حكم بدانند و ديگر آن قضيه در زندگى آنان اثرى نداشته باشد.

پس چگونه است كه مردم اين چنين با اين قضيه ارتباط برقرار مى‌كنند و اين واقعه چگونه آنها را به خود جذب‌