گفتارهايى پيرامون نهضت حسينى - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٧٠ - بخشى از كتاب تنزيه الانبياء
وجدان امت نائل گردد. يكى ديگر از شواهد بر اين مطلب اين است كه آن حضرت بعد از آن كه از شهادت جناب مسلم بن عقيل آگاه شدند، همچنان به راه خود ادامه دادند و برنگشتند. در حالى كه اگر امام (ع) تنها و تنها يك هدف سياسى را- به معنايى كه شرح داديم- دنبال مىكردند، از آن جا كه فهميده بودند، مسلم شهيد شده است مىتوانستند برگردند زيرا هدف عملى نشده بود زيرا بنا به فرض، هدف فقط به دست گرفتن حكومت بوده است و حركت حضرت تنها متوجه به اين مسأله بوده است به نحوى كه اگر امام (ع) از ابتدا مىدانستند كه به اين نتيجه نمىرسند حركت نمىكردند. پس وقتى مطلع شدند كه اهل كوفه خيانت كردهاند و مسلم بن عقيل به شهادت رسيده است و در نتيجه ديگر حضرت يارى در كوفه ندارند، نيل به هدف منتفى بوده و علىالقاعده ايشان بايد بر مىگشتهاند. ممكن است گفته شود حضرت در بصره نيز يارانى داشتهاند وليكن اين امر نيز كمكى براى وصول به هدف نمىتوانسته باشد. زيرا آنها به كوفه نرسيده بودند و از سوى ديگر ابن زياد كه توانسته بود مسلم را كه در كوفه بود و بر امور مستولى شده بود، به شهادت برساند، توان بيشترى بر استيلاء بر بصره و بصرىها داشت.
بنابراين، عدم مراجعت امام (ع) پس از رسيدن خبر شهادت جناب مسلم و پس از آن كه فرزدق شاعر بر خيانت