گفتارهايى پيرامون نهضت حسينى - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ١٦ - علل شكلگيرى نهضت
تفسير در حقيقت از سوى همان كسانى ارائه شده است كه قيام امام حسين (ع) عليه خود آنان به وقوع پيوسته است.
تفسير دوم:
اين تفسير، نهضت امام حسين (ع) را نه بر اساس تحليلهاى عشيرهاى و قبيلهاى بلكه بر اساس روحيات شخصى امام حسين (ع) تفسير مىنمايد. به اين بيان كه امام حسين (ع) شخصيتى ظلمستيز داشته و در قاطعيت همچون پدرش بوده است كه در مقابل كوچكترين ظلمى كه در عالم رخ مىداده است، آرام نمىگرفته است و اين روحيه انقلابى ايشان را در نهايت بر آن داشته است تا در مقابل يزيد قيام نمايد. همچنان كه اميرالمؤمنين (ع) حاضر نشد با معاويه سازش نمايد و حتى براى لحظهاى حكومت او را تحمل نمايد، آنگاه كه آن حضرت پس از خلافت تصميم به عزل تمامى كارگزاران عثمان و از جمله معاويه نمود، طلحه و زبير به ايشان پيشنهاد نمودند كه دليلى براى بركنارى يكباره آنان از همين ابتداى كار وجود ندارد[١] و نگه داشتن آنان در مناصب خود از نصب كارگزاران جديد آسانتر است. شما وضعيت را به همان صورت كه بوده است نگه دار و از ايشان براى خود بيعت بگير. آنها هم ديگر نمىتوانند نقض بيعت كنند و ديگر معاويه هم نمىتواند پيراهن
[١]- شرح نهج البلاغه لابن ابى الحديد، ج ٥٩: ١.