گفتارهايى پيرامون نهضت حسينى - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٤١ - ملاحظاتى كه درباره نظريه غيبى وجود دارد
مانند آن همگى در مقام تزاحم با واجب اهمّ كه حفظ اصل اسلام و كيان اسلامى است، ساقط مىشود»؛ تكليفى كه متوجه به تمامى افراد بشر است و اختصاصى به امام (ع) ندارد .... هر انسانى وقتى مىبيند اصل كيان اسلام و امت اسلامى با خطر اضمحلال و ريزش و اذلال و سقوط روبهروست، شرعاً بر او واجب است كه به اندازه وسع خود، جلوى آن را بگيرد و حتى اگر اين امر متوقف بر فدا كردن جان باشد، جان خود را در اين راه فدا كند.
طبيعى است كه هر كس در اين مسير قدرت و امكانات بيشترى داشته باشد تكليف بيشترى متوجه اوست و بر او واجب است كه خطرى را كه متوجه اصل اسلام شده است ولو با فدا كردن جان و ياران و خانواده و موقعيت اجتماعى خويش بگيرد. لذا، اين قضيه بشرى است و نه غيبى و تكليف، تكليفى واضح و معقول و مفهوم براى همگان است. اين همان تكليفى است كه اصحاب نبى اكرم (ص) و ائمه (عليهم السّلام) نيز داشتهاند و به خاطر آن عازم غزوات و جنگها شدهاند و خون خود را در آن نثار مىكردهاند.
پس قضيه امام حسين (ع) بسان همه قضاياى ديگر واضح و مفهوم است با اين تفاوت كه آن چه كه در زمان رسول خدا (ص) رخ داده است در مقام تثبيت و تأسيس اصل رسالت