گفتارهايى پيرامون نهضت حسينى - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٢٦ - ملاحظاتى كه درباره نظريه غيبى وجود دارد

و يكى از دو ثقل بر روى زمين و واسطه ميان خداوند متعال و خلق اويند وليكن در عين حال معتقديم كه اين بزرگواران بشرند و در اعمال خويش در زندگى و به خصوص آن دسته از اعمالى كه بر بُعد اجتماعى زندگى مردم مربوط مى‌شود موضع‌گيرى آنان و طبيعت اعمالشان بشرى است. شايسته نيست كه ما از اين حقيقت غافل شويم و از انبياء و اولياء الهى موجوداتى همچون فرشتگان و موجودات عالم غيب بسازيم كه احكامى همچون احكام موجودات آن عالم دارند. در حالى كه چنين نيست و ويژگى‌هاى انبياء الهى در آن بخشى كه به نقش ايشان در زندگى مردم و در دنيا باز مى‌گردد، بشرى است؛ طبيعت اقدامات ايشان در بُعد اجتماعى و انگيزه‌هاى اقدامات اجتماعى آنها، بشرى و قابل توصيف و فهم عقلايى در برابر مردم است. و اگر نقش و عملكرد ائمه اطهار و انبياء (عليهم السّلام) فاقد صبغه بشرى بود، آنان هرگز نمى‌توانستند در جامعه بشرى ايجاد تغيير كنند؛ چرا كه در واقع ايجاد تغيير در جامعه بشرى ناگزير بايد به شكل و اسلوب بشرى باشد. آرى اصل و منبع تغيير وضع رسالت، همان عالم غيب و خداوند سبحان است ولى مجراى تغيير و سير آن، مسيرى زمينى و بشرى است و از اين روست كه خداوند متعال در قرآن كريم مى‌فرمايد: «قالوا لولا انزل عليه ملك و لو انزلنا ملكاً لقضى الأمر ثم لا ينظرون و لو جعلناه ملكاً لجعلناه رجلًا و للبسنا عليهم ما يلبسون: گفتند