گفتارهايى پيرامون نهضت حسينى - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٩١
فائق آيد هر اندازه كه اين ضمير در رذالت فرو رفته باشد اين فاجعه عظيم آن ضمير را به لرزه در مىآورد و بر حالت سستى و جمود و تخديرى كه حاكم بر آن شده است غلبه مىكند تا بدان جا كه ضمائر همين افراد كه ديروز با خانهنشينى خود يا شركت در لشكر ابن زياد يا فرار به باغهاى كوفه و مانند آن و از روى ترس از ابن زياد يا به خاطر تطميعات او، در اين جنايت شريك شدند، پس از انتشار اخبار فاجعه، به حركت درآمد. چه چيز اين ضمائر را به حركت درآورد؟ بُعدى كه در امام (ع) موجود بود به ايشان اجازه نمىداد كه اين ضمائر را با مفاهيم صرف به حركت درآورد. گفتيم كه انسان موجودى حسى است و نياز به اين دارد كه پيش چشم خود يك الگو داشته باشد. از سوى ديگر بيدار كردن ضمير امت محدود به آن زمان معين نبود بلكه امام (ع) كه بر دوش خود رسالتى جاودان را كه ختمكننده همه رسالتهاى آسمانى است؛ دارد، به آينده فرزندان امت مىنگرد. پس بايد به همراه اين رسالت الگويى شايسته به بلنداى تمام تاريخ وجود داشته باشد كه با عمل و نهضت خود، سرشت بيمار مردمان را در هر زمانى بيدار كند.
قضيه حضرت سيد الشّهداء (ع) همواره طليعهدار و داروى راستين اين بيمارى است. حتى مىبينيم كه در عراق على رغم