گفتارهايى پيرامون نهضت حسينى - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٨٢
مردم از خلال اجراى قاطع و اولى سياست رهبرى اسلامى كه امام (ع) در دوران حكومت خويش به منصه ظهور رساندند فهميدند كه تصوير سابقى كه از رهبرى و حكومت ارائه شده بود، تصويرى باطل و نادرست بوده است. اين مشكل دوران اميرالمؤمنين (ع) بود كه آن حضرت آن را به اين شكل معالجه نمود و اما مشكل امام حسن (ع) چه بود؟
مشكلى كه امام حسن (ع) بدان مبتلا شدند مشكل تدليس معاويه بود، معاويه از يك اعتبار تاريخى تحريف شده و مزلف همچون صحابى پيامبر بودن و يا منصوب بودن از سوى خلفاء راشدين و امورى از اين قبيل بهره مىبرد و به مثابه يكى از صحابه در ميان مردم ظاهر مىشد. امام على (ع) يكى از صحابه بود و معاويه نيز يكى از صحابه! تنها تفاوت آن دو اين بود كه امام على (ع) افضل و ارفع و اعلم از معاويه بود! وگرنه هر دو صحابى پيامبر خدا بودند و طبيعى بود كه در نزاع آن دو براى مردم امر مشتبه شود و معاويه توانست با حيلهگرى خود از اين نقطه استفاده كند و ذهنيت امت اسلامى را مشوش نمايد و چنين وانمود كند كه اختلاف آنها اختلاف دو صحابى و يا دو قبيله منتسب به اسلام و قريش و رسول الله (ص) است كه بر سر حكومت نزاع دارند و در واقع تفاوتى بين آن دو نيست جز اين كه اينها اموىاند و آنها هاشمى. بازار اين شبهه در ميان مردم