گفتارهايى پيرامون نهضت حسينى - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٨١
ديده نمىشود. به آن حضرت عرض شد كه در ابتداى كار، معاويه را عزل نكن و لا اقل نسبت به نصب كارگزاران كه از سوى عثمان صورت گرفته است ساكت باشد تا زمانى كه اينان به خلافتت اعتراف نموده با تو بيعت كنند. آن وقت مىتوانى معاويه [و ديگرانى را كه مىخواهى] به راحتى عزل كنى. چون او آن موقع ديگر نمىتواند مخالفت كند زيرا در اين صورت حرف خودش دو تا مىشود و امت و اهل شام از او چنين چيزى را قبول نخواهند كرد.
اين قبيل پيشنهادات كه از سوى طلحه و زبير و ديگران به حضرت مىشود از همان لحظه نسخت با مخالفت حضرت رو به رو شد و ايشان هيچگاه اقدام به بازى سياسى و مجامله و كوچكترين كارى كه بتواند اينگونه تفسير شود، نفرمود. از همان ابتدا سعى فرمود تا عنوان اولى و شكل صحيح حكومت اسلامى عادل و رهبرى عادل اسلامى را ارائه كند. چرا؟ چون مىخواست با حكومت خود كه در خارج آن را تحقق عينى مىبخشيد تشويشاتى را كه در نتيجه جريان سقيفه به رسالت اسلامى وارد شده بود دفع كند، تشويشاتى كه در نتيجه اعمال خليفه اول و دوم به وجود آمد و در زمان خليفه سوم به اوج خود رسيد. در اين هنگام، اگر اميرالمؤمنين به اعمال عناوين ثانويه مىپرداختند هيچگاه نمىتوانستند به تصحيح ماوقع بپردازند.