گفتارهايى پيرامون نهضت حسينى - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٦٦ - بخشى از كتاب تنزيه الانبياء

جانب احكام فردى نيز مسخ شود ليكن مشكل آن برهه بالذات مشكل احكام فردى نبود. بلكه مشكل، مشكل بُعد سياسى بود كه مبدأ ديگر مشكلات و مبدأ انحراف امت اسلامى بود و امام (ع) كه مى‌دانستند كه مشكل در واقع اين است و نتيجه استمرار آن مسخ شريعت در تمام جوانب آن است، به بيان مبدأ حقيقى هدف خويش از حركت مى‌پرداختند؛ اين امر نه خلاف واقع بود و نه بر خلاف مسؤوليت شرعى آن حضرت. امام (ع) اين مطلب را طرح مى‌فرمودند اگرچه مى‌دانستند بالفعل بازگشت حق به جايگاه خود رخ نخواهد داد زيرا ايشان در اين حركت خود نمى‌توانستند قيادت و رهبرى جامعه اسلامى و جانب سياسى رسالت اسلامى را به نصاب خويش بازگردانند اما اين باعث نمى‌شد كه بيان نكنند كه هدف از حركتشان چيزى جز همين مبدأ اساسى كه در واقع روح اسلام است و بدون آن رسالت امكان حاكميت نمى‌يابد، نيست و بايد براى تحقق اين هدف اقداماتى از اين دست انجام داد.

پس اين كه ايشان مفهوم حاكميت را مطرح مى‌فرمايد و اين كه حق بايد به اهلش برگردد و اين كه امام بايد عامل به كتاب خدا و برپا كننده قسط باشد، اينها كه در واقع شعارهاى حركت و نهضت امام (ع) بودند به ناچار بايد طرح مى‌شدند هر چند كه امام (ع) بدانند كه در نهايت به شهادت مى رسند. اين‌