گفتارهايى پيرامون نهضت حسينى - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٦٥ - بخشى از كتاب تنزيه الانبياء
هدفى كه در نظريه سوم به طور مبسوط خواهيم گفت عبارت بود از قرار دادن امت در مسير تاريخى صحيح آن- نبود، بايد براى حركت خويش معنايى معقول و محتوايى الهى و اسلامى ارائه داد تا بدين وسيله به بيان حقيقت براى مردم بپردازد چرا كه مشكل در آن برهه، مشكل بعد سياسى و اجتماعى زندگى مردم بود زيرا در آن زمان افراد امت اسلامى احكام شرعى [فردى] را به جا مىآوردند؛ نماز مىخواندند، روزه مىگرفتند، حج به جاى مىآوردند ... چنان كه معاويه به آنان گفت: «اى مردم! من با شما نجنگيدم كه روزه بگيرد و نماز بخوانيد و به حج رويد». سعيد بن سويد نقل مىكند كه: «معاويه در نخليه با ما نماز جمعه خواند. سپس ما را مورد خطاب قرار داد و گفت: من با شما نجنگيدم كه روزه بگيريد و نماز بخوانيد و حج برويد و زكات بدهيد. چون مىدانستم كه اين كارها را انجام مىدهيد. بلكه با شما جنگيدم كه بر شما امارت و حكومت يابم. خداوند اين نعمت را به من داد در حالى كه شما از آن كراهت داشتيد».[١]
بنابراين در زمان معاويه، مردم روزه مىگرفتند، نماز مىخواندند و احكام فردى در آن دوره برپا بود. بلى، اين خط منحرف رهبرى سبب مىشد كه در طول زمان، دين حتى در
[١]- البدايه و النهايه، لإبن كثير، ج ٨: و مقاتل الطالبين: ٤٦.