گفتارهايى پيرامون نهضت حسينى - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٦٤ - بخشى از كتاب تنزيه الانبياء
اين تفسير على رغم امتيازى كه نسبت به تفسير غيبى دارد و على رغم شواهدى كه بر آن مىتوان ذكر كرد- و چنان كه گذشت اين شواهد را ذكر نمودهاند- ليكن نمىتوان آن را پذيرفت و عدم پذيرش اين تفسير به واسطه تعدادى ملاحظات است كه درباره آن وجود دارد:
ملاحظه نخست: اين است كه بخشى از شواهدى كه قائلين به نظريه دوم ارائه مىكنند، بر اساس تفسير و نظريه سوم كه آن را نظريه رسالت تاريخى، نام نهادهايم غير قابل تبيين است. اگرچه اين مطلب كه اين نصوص دلالت بر اين معنى مىنمايند كه امام حسين (ع) اين مفهوم را كه «حق بايد به اهلش بازگردد و حاكميت و خلافت تنها از آن اهل آن است» در برابر مردم طرح مىفرمودند كه اين حاكمان ستمكار احكام كتاب الله را بر پا نمىدارند و به اقامه قسط در جامعه نمىپردازند پس به ناچار بايد از اين منصبى كه به ظلم و عدوان آن را تصاحب كردهاند، ساقط شوند، اما اين بدان معنى نيست كه انگيزه واقعى امام حسين (ع) منحصر در اين امر بوده است و امام (ع) در آغاز حركت خويش ظنّ قوى داشتهاند و يا يقين داشتهاند كه به شهادت نمىرسند. بلكه اين نصوص و كلمات همگى بر اساس تفسير سوم كه خواهد آمد، قابل تفسير مىباشند زيرا آن حضرت حتى اگر مصمم به انجام اقدامى بودند كه حقيقت آن چيزى جز انتحار و شهادت- به خاطر