دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٧ - ٤ مقصود از«دوازده خليفه»
غوغا رو به رو مىشود و در نتيجه، تصريح به اين امر، ميسّر نمىگردد.[١]
٤. مقصود از «دوازده خليفه»
تأمّل در واژههاى «خليفه»،[٢] «امام»،[٣] «وصى»،[٤] «امير»[٥] و الفاظ مشابه آنها كه در گزارشهاى مختلف حديث جابر آمده و نيز موقعيت خانوادگى و عدد كسانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله آنان را به عنوان جانشينان خود معرّفى مىكند و مهمتر از همه، تأكيد ايشان بر اين كه قيام دين و عزّت اسلام و صلاح امّت تا قيامت در گرو خلافت آنهاست، به روشنى نشان مىدهند كه پيامبر صلى الله عليه و آله در اين پيام مهم، در صدد ارائه مشخّصات افرادى است كه شايستگى علمى، عملى، سياسى و مديريتى لازم را براى رهبرى جامعه اسلامى پس از او دارند؛ كسانى كه از هر جهت مىتوانند خليفه خدا و خليفه پيامبر خدا باشند.
در آن هنگام، اهمّيت اين پيام، به گونهاى بود كه به گفته ابن عبّاس، ابو بكر در آغاز حكومتش، خود را خليفه نمىخواند و در پاسخ كسى كه از او مىپرسد: «آيا تو خليفه پيامبر خدايى؟»، پاسخ مىدهد: نه. و در پاسخ اين سؤال كه: پس تو كيستى؟
پاسخ مىدهد: «من، خالفه [/ جاىگزين] پس از او هستم».[٦]
دقّت و تأمّل در معناى واژه «خليفه»، خود، بيانگر اين معناست. خليفه به معناى جانشين است و جانشين، كسى است كه وظيفه شخص پيشين را به عهده دارد و جاى خالى او را پُر مىكند، و چون وظيفه اصلى و محورى پيامبر صلى الله عليه و آله، هدايتگرى و
[١]. ر. ك: صحيح البخارى: ج ١ ص ٥٤ ح ١١٤ و ج ٤ ص ١٦١٢ ح ٤١٦٨ و ج ٨ ص ٢٦٨٠ ح ٦٩٣٣، مسند ابن حنبل: ج ١ ص ٦٩٥ ح ٢٩٩٢، الطبقات الكبرى: ج ٢ ص ٢٤٤.
[٢]. ر. ك: ص ٣٣٣( روايتهاى دوازده خليفه).
[٣]. ر. ك: ص ٣٥٩( روايات« دوازده امام»).
[٤]. ر. ك: ص ٣٦١( روايات دوازده وصى).
[٥]. ر. ك: ص ٣٤١( روايات دوازده امير).
[٦]. النهاية: ج ٢ ص ٦٩.