دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢٧ - هفت دلالت حديث ثقلين بر امامت امام مهدى عليه السلام
سياسى آنان و وجوب پيروى از آنان دلالت دارد.
البتّه تمسّك و تبعيت دينى و سياسى در مورد امام حاضر و امام غايب متفاوت است، كه توضيح خواهيم داد.
٣. چگونگى تمسّك به امام غايب
تا اين جا روشن شد كه بر پايه حديث ثقلين، اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله، تا قيامت، باقى هستند و تمسّك به آنان در دين و سياست، واجب است؛ امّا مسئله مهم، اين است كه جامعه اسلامى چگونه مىتواند به امامى كه غايب است، تمسّك بجويد؟
با اندكى تأمّل، روشن مىشود كه تمسّك به امام غايب، به معناى پيروى از نايبان خاص و عامّ او، تبليغ و ترويج مكتب اهل بيت، پيكار با موانع ظهور او، تلاش براى برقرارى پيوند ميان قرآن و عترت و دين و سياست، و بالأخره زمينهسازى فرهنگى، سياسى و اقتصادى براى حكومت جهانى اسلام به رهبرى اهل بيت است و اين، كارى است كارستان و بس دشوار. امام صادق عليه السلام در اين باره مىفرمايد:
إنَّ لِصاحِبِ هذا الأمرِ غَيبَةً، المُتَمَسِّكُ فيها بِدينِهِ كَالخارِطِ لِلقَتادِ![١]
صاحب اين امر، غيبتى دارد. چنگ زننده به دين در زمان غيبت، همانند كسى است كه خارهاى مغيلان را [با گرفتن شاخه آن در داخل مُشت] بتراشد.
بدين سان است كه ولايتمداران واقعى و متمسّكان به اهل بيت در عصر غيبت، پاداش هزار شهيد همچون شهداى بدر و احُد دارند[٢].[٣]
[١]. الكافى: ج ١ ص ٣٣٥ ح ١، كمال الدين: ص ٣٤٦ ح ٣٤، الغيبة، نعمانى: ص ١٦٩ ح ١١، الغيبة، طوسى: ص ٤٥٥ ح ٤٦٥، بحار الأنوار: ج ٥٢ ص ١١١ ح ٢١.
[٢]. ر. ك: كمال الدين: ص ٣٢٣ ح ٧، اعلام الورى: ج ٢ ص ٢٣٢، كشف الغمّة: ج ٣ ص ٣١٢.
[٣]. اگر اشكال شود كه با اين فرض، مىتوان گفت: مقصود از تمسّك، پيروى كردن از سنّت( روش) اهل بيت است. در نتيجه به حضور اهل بيت عليهم السلام در جامعه نياز نيست، اين گونه جواب گفته مىشود كه: اين معنا تمسّك به« سنّت» شمرده مىشود، نه تمسّك به« عترت»، در حالى كه پيامبر صلى الله عليه و آله صراحتاً تمسّك به عترت را توصيه و گوشزد نموده است. تمسّك به سنّت در عصر غيبت و پيروى از نايبان امامان عليهم السلام، به جهت آن است كه در اين دوران، ارتباط با امام غايب عليه السلام و پيروىِ بىواسطه از او ممكن نيست و در نتيجه، چارهاى جز اين راه وجود ندارد.