دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢٩ - بررسى سند
النسائى، سنن الدارمى و مسند ابن حنبل، عبارت «كِتابَ اللَّهِ وَ عِترَتى» را گزارش كردهاند، آنچه در الموطّأ آمده، از اعتبار لازم از حيث سند برخوردار نيست.
ب. حاكم نيشابورى، روايت پيشگفته را از دو طريق، نقل كرده كه هر دو، شامل برخى راويانِ «ضعيف» اند. صالح بن موسى طلحى و اسماعيل بن ابى اويس، جزو گزارشگران اين متن هستند كه از طرف رجاليان اهل سنّت، به شدّت، تضعيف شده و مورد انكار قرار گرفتهاند.
در باره صالح بن موسى، الفاظ: «ضعيف الحديث جدّاً (احاديث جدّاً ضعيف نقل مىكند)»، «متروك الحديث (احاديث مطرود نقل مىكند)»، «يَروى المَناكير (احاديث قبيح نقل مىكند)» و ... آمده است.[١] علاوه بر اين، او جزو رجال بخارى و مُسلم نيست و حديث او، به اشتباه، در كتاب المستدرك على الصحيحين آمده است.
اسماعيل بن ابى اويس نيز اگرچه از رجال مُسلم است، ولى تضعيفهاى شديد و بسيار دارد. در باره او گفتهاند: «مُخلّط (پريشانحال)»، «كذّاب (دروغزن)»، «ليس بشىء (بىارزش)»، «كان يَضَعُ الحديث (حديث، جعل مىكرده است)»، «يَسرق الحديث (حديث مىدزدد)» و .... همچنين از قول او آوردهاند:
ربّما كنت أضع الحديث لأهل المدينة، إذا اختلفوا فى شىء فيما بينهم.[٢]
هنگامى كه ميان اهل مدينه در باره چيزى اختلاف مىشد، من برايشان حديثْ جعل مىكردم.
اين دو نفر در تمام نقلهاى «كِتابَ اللَّهِ وَ سُنَّتى» حضور دارند و موجب بىاعتبارى همه آنها شدهاند.
ج. حاكم نيشابورى، اصل روايت ثقلين را صحيح و گزارش لفظ «سنّتى» را «غريب» شمرده است:
[١]. ر. ك: تهذيب التهذيب: ج ٣ ص ٥٣٥.
[٢]. تهذيب التهذيب: ج ١ ص ٢٥٧.