دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٧ - روش تاريخى
حوزه مطالعات تخصصى دارمستتر، پيش از تأليف اين كتاب، زرتشتپژوهى و ايرانشناسى بوده است و وى اساساً تخصّصى در زمينه اسلامشناسى نداشته است.
دارمستتر در فرهنگ شرق بيشتر در باره آيين زرتشت و قوانين آن مطالعه داشته و نتايج مطالعات خود را در كتابى با عنوان تفسير اوستا در موضوع «قوانين زرتشت يا ونديداد اوستا» منتشر كرده است.[١] از جمله ديدگاههاى وى تأثيرپذيرى اديان ابراهيمى از آيين زرتشت است. هر چند دارمستتر زرتشت را پيامبر نمىدانست، معتقد بود آموزههاى زرتشتى تأثير جدّى در اديان ابراهيمى، يعنى يهوديّت، مسيحيت و اسلام، داشته است.
دارمستتر در تحليل مسئله مهدويّت و چگونگى پيدايش اين تفكر و ديگر آموزههاى اسلامى، با توجّه به تخصص و دلدادگىاش به دين زرتشت و اسطورهشناسى ايران باستان، سعى مىكند تا همخوانى و قرابتى ميان اعتقادات موجود در اديان ابراهيمى به وجود آورد و شديداً به شباهتهاى اسطورهشناختى اهتمام مىورزد. وى حتّى اعتقاد قطعى به منجى را در يهوديت، مسيحيت و اسلام، تحت تأثير اساطير ايرانى مىداند.[٢]
وى اعتقاد به مهدويّت را تحت تأثير تفكر ايرانيان و زرتشتيان در باره سوشيانس (سَوشِينَت) دانسته و آن را چنين تقرير مىكند:
مىدانيد كه محمّد شريعت خود را چگونه بنيان نهاد؟ هنگامى كه او ظهور كرد، در عربستان علاوه بر شرك ملى باستانى، سه ديانت بيگانه موجود بود: آيين يهود، ديانت عيسوى و كيش زردشت؛ يعنى ديانتى كه پيش از نهضت اعراب در ايران رواج داشت .... در ديانت اسلام آثارى از اصول ديانت يهودان و عيسويان و اساطير ملل مذكور ديده مىشود. نكته مشتركى كه در اين سه ديانت يافت مىشد،
[١]. اين كتاب به فارسى هم ترجمه و منتشر شده است. ر. ك: تفسير اوستا، جيمز دارمستر، ترجمه موسى جوان.
[٢]. مهدويّت از ديدگاه دينپژوهان غربى: ص ٩٣.