دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٥ - ١ رويكرد نقلى
غلو، و برخى گرفتار تقصير شدند و در باره امام زمانشان به شك افتادند، مگر گروهى اندك از آنها. سبب اين شك و ترديد و تفرقه، غيبت امام زمان است؛ غيبتى كه پيش از اين پيامبر و امير مؤمنان عليه السلام از آن خبر دادهاند و امامان پس از آنها نيز آن را گوشزد كردهاند و بر امتحان بودن غيبت بارها و بارها تأكيد كردهاند؛ ولى اين گروه با اين همه، گرفتار شك و ترديد شده، به دام شهوات و صفات مذموم افتادند. چنان كه امير مؤمنان در توصيف طالبان و حاملان علم به كميل بن زياد فرمود: گروهى حق را بر زبان مىآورند؛ ولى چون اهل بصيرت نيستند با كمترين عارضهاى شك در دلشان رسوخ مىكند و آنها را به وادى حيرت و گمراهى و سرگردانى مىكشاند؛ مگر آن دسته كه به دين خدا و حبل استوار او چنگ زنند و از راه راست نلغزند.[١]
نعمانى كتابش را در ٢٦ باب سامان داده است. وى در كتابش اسناد احاديث را به صورت كامل ذكر مىكند و در مقدمه كتاب با اشاره و به طور ضمنى ادعا مىكند كه احاديث نقل شده در اين كتاب صحيح اند.[٢]
كتاب دوم كمال الدين شيخ صدوق است. وى در مقدمه اين كتاب انگيزه نگارش آن را سه امر ذكر مىكند: يكى مواجهه با حيرت شيعيان نيشابور در مسئله امام زمان؛ ديگرى ملاقات با نجمالدين ابو سعيد محمّد بن حسن بن صَلت قمى كه از يك خاندان بزرگ شيعى بود و از بخارا به قم آمده بود و از شنيدن سخنان بزرگان فلسفه
[١]. ر. ك: الغيبة، نعمانى: ص ٢٠.
[٢].« اگر دقت كند كسى كه خداوند به او صورت و ظاهر مطلوب و متناسب عطا فرموده و گوش جانش را گشوده و بر او طبع خوش ارزانى داشته و توانائى دريافت و شعور، و درستى روايت ارمغان او كرده به آنچه از رهبران و پيشوايان معصوم صلوات اللَّه عليهم اجمعين در روزگاران دور و نزديك نقل شده از روايات پياپى و مربوط به غيبت كه پديد آمدن حتمى آن را ايجاب مىنمايد و مقتضى بودن آن است، از آن جمله كه ما آنها را يكايك به ترتيب در اين كتاب آوردهايم و به دقت بينديشد نه اين كه بدون تأمل در آن فقط بخواند و نگاهى گذرا و سطحى به آن بيفكند و بىتوجه از حديثى كه مانند حديث ديگر است بگذرد، بدون اين كه آن را عميقاً مورد نظر قرار دهد و برايش روشن شود كه لفظ اضافى در كلام امام به نقل يكى از راويان، دربردارنده معنى اضافى است، چنين كسى خواهد دانست كه اگر غيبت با اين ترتيب و رواياتى كه با گذشت روزگاران و مرور زمان نقل شده، واقع نشود، مسلماً مذهب اماميه باطل خواهد بود»( الغيبة، نعمانى: ص ٢٤).