دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧٧ - ج - مسجد خيف
اين دو، هرگز از يكديگر جدا نمىشوند تا آن گاه كه در كنار حوض [كوثر]، بر من وارد شوند».[١]
٨٧. الإقبال: از جمله سخنان پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در حجّة الوداع در مِنا اين بود: «اى مردم! من دو چيز در ميان شما بر جاى مىگذارم كه اگر بدانها چنگ زنيد، هرگز گمراه نخواهيد شد: كتاب خدا و عترتم، يعنى اهل بيتم. خداوند لطيف و آگاه، به من خبر داد كه اين دو، هرگز از يكديگر جدا نمىشوند تا آن كه در كنار حوض، بر من وارد شوند، مانند اين دو انگشتم» و دو انگشت نشانهاش را كنار هم نهاد. [آن گاه فرمود:] «بدانيد كه هر كس به اين دو چنگ زند، نجات مىيابد و هر كس با آنان مخالفت كند، نابود مىشود. هان! آيا ابلاغ كردم، اى مردم؟».
مردم، همگى گفتند: آرى.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «بار خدايا! گواه باش».[٢]
ج- مسجد خَيف[٣]
٨٨. الغيبة، نعمانى: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در حجّة الوداع در مسجد خَيف فرمود: «من پيش از شما مىروم و شما در كنار حوض [كوثر]، بر من وارد مىشويد؛ حوضى كه پهنايش از بُصرى[٤] تا صنعاست[٥] و در آن، جامهايى سيمين به شمار ستارگان وجود دارد.
بدانيد كه من در باره دو گرانسنگ، از شما خواهم پرسيد».
گفتند: اى پيامبر خدا! دو گرانسنگ چيست؟
[١]. بصائر الدرجات: ص ٤١٣ ح ٣، مختصر بصائر الدرجات: ص ٩٠، بحار الأنوار: ج ٢٣ ص ١٤٠ ح ٩١.
[٢]. الإقبال: ج ٢ ص ٢٤٢، بحار الأنوار: ج ٣٧ ص ١٢٨.
[٣]. گفتنى است كه مسجد خَيف، جزئى از مِناست و احتمال دارد كه خطبههاى مِنا و خَيف، در اصل، يكى بوده باشند.
[٤]. دو بُصرى داريم: يكى در شام كه از توابع دمشق است و ديگرى از روستاهاى بغداد در نزديكى عُكبراء.
[٥]. صنعا، نام دو مكان است: يكى در يمن كه زيباترين شهر و پايتخت آن است و ديگر، روستايى در حوالى دمشق.