دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٥ - روش تاريخى
روششناسى مهدويّتپژوهى در غرب
مهدويّتپژوهى در ميان مستشرقان با روشهاى گونهگون دنبال مىشود كه مهمترين آنها روش تاريخى و روش پديدارشناسانه است. اين هر دو روش از شيوههاى شناختهشده در غرباند كه در مطالعه و بررسى مسائل و موضوعات علوم انسانى، از جمله دينپژوهى، به كار گرفته مىشوند.
روش تاريخى
در روش تاريخى، تلاش بر اين است كه از مهدويّت، تحليلى تاريخى- جامعهشناختى ارائه شود. اين نگاه به مهدويّت، متأثر از نگاهى خاص در دينپژوهى است كه اساساً دين را پديدهاى انسانى تلقى مىكند و آن را برايندى از تركيب نيازها و ويژگىهاى فرهنگى، اجتماعى، سياسى، محيطى، و آداب و رسوم قومى و ملى مىداند. بر اساس اين نگاه دين و آموزههايش ريشهاى انسانى- تاريخى دارد و از هر گونه هويت فراتاريخى و فرابشرى به معناى الهى يا وحيانى تهى است.
اين روش را نبايد با تاريخنگارى يكسان دانست. تاريخنگارى صرفاً گزارش و توصيف محض رخدادهاست بدون اين كه در باره علل و زمينههاى پيدايش آنها اظهارنظر كند. تاريخنگارى شيوه برخى از مستشرقان، چون ادوارد براون، در تحليل مسائل مهدويّت بوده است[١] كه آثارشان از مهمترين منابع در بررسى فرقههاى دروغين مهدويّت در سدههاى اخير به شمار مىآيد.
دارمستتر، ايگناس گلدزيهر، فان فلوتن و مارگليوث در تحليل مهدويّت از روش تاريخى استفاده كردهاند و در اين نتيجه با همديگر همسخناند كه مهدويّت
[١]. ر. ك: يك سال در ايران، اداوارد براون؛ همچنين ر. ك: تصحيح و مقدمه بر« نقطة الكاف» حاجى ميرزا جانىكاشانى، همو.