دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٦ - ٣ اختلاف در متن احاديث
ملكاً (دوازده پادشاه)»[١] و «اثنا عشر قيّماً (دوازده سرپرست)»[٢] آمده است و مطابق برخى از نقلها، متن حديث با عبارت «لا يَزالُ أَمرُ النَّاسِ ماضياً ما وَليَهُم اثنا عَشَرَ رَجُلًا؛[٣] همواره امور مردم انجام مىشود، مادام كه دوازده مرد، سرپرست آنها باشند» گزارش شده است.
همه اين گزارشها، نشان دهنده آن است كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله، در پى معرّفى جانشينان خود و رهبران آينده جهان اسلام بوده و راوى و يا راويان حديث، سخن پيامبر صلى الله عليه و آله را نقل به معنا كردهاند.
نكته قابل توجّه، اين كه: پس از معرّفى دوازده نفر به عنوان جانشينانِ پس از پيامبر صلى الله عليه و آله توسّط ايشان، همهمه و هياهو مجلس را فرا مىگيرد، به گونهاى كه جابر بن سَمُره تصريح مىكند كه سخن پايانى پيامبر صلى الله عليه و آله را نشنيده و از پدر يا عموى خود مىپرسد كه: ايشان چه گفت؟ و او پاسخ مىدهد كه ايشان فرمود: «كلّهم من قريش؛[٤] همه آنها از قريش اند»، يا «كلّهم من بنى هاشم؛[٥] همه آنها از بنى هاشماند».
اين صحنه نشان مىدهد كه فضاى سياسى براى اعلان رهبران آينده جهان اسلام، مناسب نبوده است، چنان كه جمله «وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ؛[٦] خداوند، تو را از آسيب مردمان حفظ مىكند» در جريان غدير، اشاره به همين واقعيت است. البتّه بعد از غدير نيز هنگامى كه پيامبر اسلام در بيمارىِ منجر به وفاتش مىخواهد به صورت مكتوب، مشكل رهبرى آينده جهان اسلام را حل كند، با كارشكنى و همهمه و
[١]. ر. ك: ص ٣٣٦ ح ١١٦.
[٢]. المعجم الكبير: ج ٢ ص ١٩٦.
[٣]. صحيح مسلم: ج ٣ ص ١٤٥٢ ح ٦؛ الخصال: ص ٤٧٣ ح ٢٧، بحار الأنوار: ج ٣٦ ص ٢٣٩ ح ٣٥.
[٤]. ر. ك: ص ٣٣٢ ح ١١١- ١١٦.
[٥]. ينابيع المودّة: ج ٢ ص ٣١٦ ح ٩٠٨.
[٦]. مائده: آيه ٦٧.