دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٨ - ٤ مقصود از«دوازده خليفه»
راهنمونى مردمان به سوى رستگارى است، تنها، فردى شايستگى عنوان خلافت را خواهد داشت كه به بهترين وجه به هدايت مردمان بپردازد.
به همين دليل است كه پيامبر صلى الله عليه و آله، مبلّغان دين و راويان حديث و سنّت خود را خلفاى خود شمرده است. در حديثى آمده است:
قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: اللّهُمَّ ارحَم خُلَفائى قيلَ: يا رَسولَ اللَّهِ و مَن خُلَفاؤكَ؟ قالَ:
الَّذينَ يَأتونَ مِن بَعدى يَروونَ حَديثى و سُنَّتى.[١]
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «خدايا! جانشينان مرا رحمت فرما». سؤال شد: اى پيامبر خدا! جانشينان تو، چه كسانىاند؟ فرمود: «كسانى كه پس از من مىآيند و حديث و سنّت مرا روايت مىكنند».
اين، در حالى است كه حكومت، تنها وسيله و ابزارى بوده كه پيامبر صلى الله عليه و آله از آن استفاده نموده و هدف خويش را گسترش داده است. البته پيامبر صلى الله عليه و آله چه آن گاه كه حكومت داشته و چه زمانى كه آن را در اختيار نداشته (همانند دوران سخت مكّه)، وظيفه خويش را به انجام رسانده است.
توجيهات و تأويلاتى كه به نقل از محقّقان حديثى اهل سنّت در پى مىآيد، نشان دهنده اين مطلب است كه آنان بدون توجّه به علّت غايى بعثت پيامبران، به معناى شايع «خليفه» توجّه كردهاند و در ميان حاكمان و قدرتمداران، به دنبال خليفه گشتهاند. بديهى است كه حاكمان ظالم و خونريزى همانند يزيد و عبد الملك را نمىتوان خليفه بزرگترين پيامبران الهى و خاتم آنان دانست.
بارى! ترديدى نيست كه هدف پيامبر صلى الله عليه و آله از اين سخن، معرّفى بهترين كسانى است كه پس از او شايستگى كامل را براى رهبرى امّت اسلامى دارند؛ ليكن با عنايت به اين كه مقام نبوّت، منزّه از سخن لغو يا معمّاگونه است، مسئله مهم در فقه الحديث و فهم سخن پيامبر خدا، تعيين مصداق خلفاى دوازدهگانهاى است كه
[١]. كتاب من لا يحضره الفقيه: ج ٤ ص ٤٢٠ ح ٥٩١٩.