تربيت جنسى: مبانى، اصول و روشها از منظر قرآن و حديث - فقيهى، على نقى - الصفحة ٤٩ - ٢ لازم دانستن ارضاى نياز جنسى
جنسى، با روند والايشى بوده و اين، به خاطر رفاه بيش از پيش جامعه است؛ ولى همانگونه كه در يك ماشين، نمىتوان تمام گرماى مصرف شده را به كار مكانيكى مفيد تبديل نمود، به همانگونه هم نمىتوان انتظار داشت كه همه انرژى با سرچشمه غريزه جنسى را دگرگون ساخت. اين، امكانپذير نيست و با محروم كردن غريزه جنسى از خوراك طبيعىاش، ما باعث برآمدهاى ناخوشايند و ناهنجارى مىشويم.[١]
همانطور كه ملاحظه مىكنيد، تأكيد فرويد، بر اين است كه اين نياز، به اندازه طبيعى ارضا شود و عدم ارضاى آن، باعث بروز بيمارىها و ناهنجارىها مىگردد؛ ولى تأكيد مىشود كه اين، به معناى لزوم شهوترانى بىحدّ و حصر نيست:
ما مىتوانيم همه غرايز را در مسير اصلى خودش رهبرى كنيم، بخصوص غريزه جنسى را كه اگر همه انرژى اين غريزه، به امور جنسى روى گردانده شود، آنگاه اين انسان، به صورت يك غول شهوتران ظاهر خواهد شد؛ امّا در برابر، محدود كردن همه رفتارهاى جنسى و كنار گذاشتن آنها سبب عوارضى مىشود كه هر آن، خطرناكتر از برآورده شدن همه كوششهاى جنسى است.[٢]
آشكار است كه تأكيد فرويد بر نقش بيشتر سركوب غرايز در ايجاد بيمارى نيست. ارضاى بيش از اندازه آن، به اين دليل است كه وى متخصّص علم اخلاق نبوده؛ بلكه متخصّص بيمارىهاى روان بوده است. وى با مطالعه بيماران خود، به اين نكته پى مىبرد كه همه آنها از عدم ارضاى صحيح و سركوب اين غريزه، رنج بردهاند؛ لذا به اهميّت بيشتر اين امر، تأكيد مىكند. شايد يك متخصّص علم اخلاق، نظرى مخالف داشته باشد؛ امّا بايد دانست كه تا حدودى، هر دو نظر، درستاند. در هرحال، نه سركوب غريزه جنسى و عدم ارضاى آن، به نفع انسان است و نه آزاد گذاشتن آن به اندازهاى كه به قول فرويد، به شكل يك غول شهوتران دربيايد.
فرويد در پايان سخن خود، مثالى جالب بيان مىكند كه از اهميّت ارضاى نياز جنسى
[١]. پنج گفتار در روانشناسى، ص ١٢٨.
[٢]. همان، ص ١٢٩.