تربيت جنسى: مبانى، اصول و روشها از منظر قرآن و حديث - فقيهى، على نقى - الصفحة ٤١ - الف وجود غريزه جنسى
اگر درباره ازدواج و دامادى، آيتى محكم و سنّتى پيروى شده (از رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله) هم نبود، باز، موضوع نيكى به خويشاوند و مأنوس شدن با بيگانه- كه زمينه آن را خداوند، به صورت طبيعى در انسانها قرار داده-، انگيزهاى بود كه خردمند صاحبدل، به ازدواج رغبت كند و عاقل درستانديش، به آن بشتابد.[١]
همچنين پيامبر صلّى اللّه عليه و اله فرمود:
در اسلام، نزد خداوند، بنايى محبوبتر و عزيزتر از ازدواج نيست.[٢]
از اين دو حديث، چند نكته به دست مىآوريم:
١. رابطه جنسى، يك رابطه طبيعى است؛ ٢. عمل جنسى، نه تنها مورد نكوهش واقع نمىشود و عملى پست نيست، بلكه خردمندانه است؛ ٣. بناى روانى- عاطفى انسان، با ازدواج و ارضاى اين غريزه طبيعى، سامان مىيابد و باعث خلق و خوىهاى نيكو و روابط عاطفى و انسانى مطلوب مىشود كه همه، محبوب خداوند متعال است؛ ٤. خردمندانه بودن ازدواج و محبوب بودن آن نزد خداوند، به اين علّت است كه ازدواج و ارتباط جنسى، با احساسات عالى انسانى، آميخته است و زمينهساز آن است كه انسان، عملا به بسيارى از فضايل اخلاقى و روابط اجتماعى مناسب، روى آورد.
به نظر مىرسد، به همين علّت است كه امام صادق عليه السّلام فرمود:
كلّما ازداد العبد للنّساء حبّا ازداد فى الإيمان فضلا.[٣]
هرچه علاقه بنده مؤمن به زنان، بيشتر شود، ايمان او هم بيشتر مىشود.
در جاى ديگر نيز مىفرمايد:
من أخلاق الأنبياء، حبّ النّساء.[٤]
[١]. لو لم تكن فى المناكحة و المصاهرة آية محكمة و لا سنّة متّبعة، لكان فيما جعل اللّه فيها من برّ القريب و تألّف البعيد، ما رغب فيه العاقل اللّبيب و سارع إليه الموفّق المصيب( الكافى، ج ٥، ص ٣٧٣؛ مكارم الأخلاق، ص ٢٠٦؛ ميزان الحكمة، ج ٥، ص ٢٢٤٨- ٢٢٤٩).
[٢]. ما بنى بناء فى الإسلام أحبّ إلى اللّه تعالى عز و جلّ من التزويج( كتاب من لا يحضره الفقيه، ج ٣، ص ٣٨٣؛ وسائل الشيعة، ج ١٤، ص ٣؛ بحار الأنوار، ج ١٠٠، ص ٢٢٢، ح ٤٠).
[٣]. كتاب من لا يحضره الفقيه، ج ٣، ص ٣٨٤؛ وسائل الشيعة، ج ٢٠، ص ٢٤.
[٤]. الكافى، ج ٥، ص ٣٢٠؛ تهذيب الأحكام، ج ٧، ص ٤٠٣؛ مكارم الأخلاق، ص ١٩٧.