تربيت جنسى: مبانى، اصول و روشها از منظر قرآن و حديث - فقيهى، على نقى - الصفحة ٣٧٢ - ٤ اوقات فراغت و بيكارى
بيكار خود را براى ساعتهاى طولانى به حال خودشان رها مىكنند و سرگرم امورات خودشان هستند، چهبسا وقتى پشيمان شوند كه ديگر سودى نداشته باشد.
كار و اشتغال، در پيدايش و تقويت احساس و درك مسئوليت اجتماعى، سازگارى اجتماعى، رعايت قوانين و مقرّرات و عادت دادن خويش به نظم و انضباط، نقش تعيينكنندهاى داشته، عاملى بازدارنده از مفاسد و آسيبهاى اجتماعى است؛ امّا بيكارى، تنبلى و راحتطلبى، از عوامل مؤثّر در ايجاد فساد، نابهسامانىهاى اجتماعى و بزهكارى است؛[١] زيرا آدم بيكار، به علّت فقدان اشتغال و كار، احساس مسئوليت اجتماعى ندارد. اگر افسردگى نيز در جان و دل او بنشيند، بهطور طبيعى، خود را فراموش مىكند و ارتكاب جرم و جنايت براى او آسان مىشود. در اين جاست كه در هر جامعهاى، مسئولان حكومت و بلكه همه افراد جامعه، نسبت به اشتغال جوانان، مسئوليت سنگين دارند.
از نظر پيامبر صلّى اللّه عليه و اله آدم بيكار، فاقد شخصيت و عزّت است:
كان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله إذا نظر الرّجل فأعجبه، قال: هل له حرفة فإن قالوا: لا، قال: سقط من عينى.[٢]
پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و اله وقتى مردى را مىديد كه بدن نيرومندش موجب شگفتى آن حضرت مىشد، سؤال مىكرد: «آيا او داراى شغل است؟». اگر مىگفتند: نه، پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و اله مىفرمود: «او از چشم من افتاد».
امير المؤمنين عليه السّلام نيز بيكارى، سستى و تنبلى را عامل تضييع حقوق شخص بيكار و افراد جامعه مىداند و مىفرمايد:
من أطاع التّوانى، ضيّع الحقوق.[٣]
كسى كه از سستى و تنبلى پيروى كند، حقوق [خود و ديگران] را تباه ساخته است.
[١]. روانشناسى اجتماعى در تعليم و تربيت، ص ١٣٤.
[٢]. مستدرك الوسائل، ج ١٣، ص ١١؛ بحار الأنوار، ج ١٠٣، ص ٩.
[٣]. نهج البلاغة، حكمت ٢٣٩؛ ميزان الحكمة، ج ٧، ص ٣٣٣٤.