تربيت جنسى: مبانى، اصول و روشها از منظر قرآن و حديث - فقيهى، على نقى - الصفحة ٣٥٧ - ١ كمبود محبت
مىيابند و گاهى نيز ممكن است به مازوخيسم يا ساديسم مبتلا شوند.
محبّت مادر و سپس پدر، از اينجهت براى پسربچّه اهميت خاصى دارد كه طبق ديدگاه «فرويد»، مادر كه نخستين عشق كودك (چه دختر و چه پسر) است، در مرحله اديپال، براى پسر همچنان تنها عشق، باقى مىماند و اگر ارتباط او با مادر و پدر، بههنجار بود، كمكم به سمت علاقه به پدر سوق داده مىشد؛ امّا عشق او به مادر همچنان باقى است؛ ولى دختر كه مانند پسر، در ابتدا عاشق مادر است در مرحله اديپال، عاشق پدر مىشود و مادر، به صورت رقيب او درمىآيد و در صورت حلّ اين معضل، روابط او با پدر و مادر بههنجار مىشود. بنابراين، اگر پسر، از محبّت مادر محروم شود (بويژه اينكه بيشتر اوقات كودك، با مادر سپرى مىشود) اين به معناى از دست دادن تنها منبع عشق است؛ امّا اگر دختر، عشق مادر را از دست بدهد، هنوز پدر هست كه به او عشق بورزد، مگر اينكه پدر و مادر، هردو نابههنجار باشند كه اين مسئله، كمتر پيش مىآيد.
نتيجه اينكه جامعه ما بايد از اين نگرش غلط، نسبت به نياز پسران به محبّت، دست بكشد. بويژه مادران بايد توجّه داشته باشند كه بىتوجّهى آنها به نيازهاى عاطفى پسرانشان، چه تأثيرات زيانبارى بر آنها خواهد گذاشت.
امام باقر عليه السّلام براى اينكه فرزندان، از عوارض كمبود محبّت مصون بمانند و يا عقده حقارت در بين فرزندان به وجود نيايد، به علّت محبّت شايسته او به فرزندش و اينكه در آينده، به رفتارهاى نابههنجار مبتلا نگردد مىپردازد و مىفرمايد:
و اللّه إنّى لأصانع بعض ولدى و أجلسه على فخذى و أكثر له المحبّة و أكثر له الشّكر مع أنّ الحقّ لغيره من ولدى، و لكن مخافة عليه منه و من غيره لئلّا يصنعوا به ما فعلوا بيوسف إخوته ....[١]
به خداوند سوگند، من در ارتباط با بعضى از فرزندانم، شخصيت او را مىسازم، او را روى زانوى خود مىنشانم و بسيار به او محبّت مىكنم. زياد به او اهميّت مىدهم و او را به عنوان نعمت خداوند بزرگ مىبينم. با آنكه اين همه احترام و
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٩، ص ٢٤٦؛ تفسير العيّاشى، ج ٢، ص ١٦٦؛ مستدرك الوسائل، ج ١٥، ص ١٧٢.