تربيت جنسى: مبانى، اصول و روشها از منظر قرآن و حديث - فقيهى، على نقى - الصفحة ٢٥٠ - هفت توجه به خواست دختر و پسر
از طرف ديگر، مخالفت خانواده، با فردى كه فرزند آنها انتخاب كردهاند، نهتنها چشم او را به بدىهاى طرف مقابل باز نمىكند، بلكه اصرار و لجاجت او را در رسيدن به فرد موردنظر، بيشتر مىكند، چراكه انسان، به چيزى كه منع شود، حريص خواهد شد. مگر اينكه خانواده بتوانند با زبانى كه بر فرزند آنها مؤثّر است يا از طريق فردى كه براى جوان، قابل اعتماد است، با دليل محكم، به وى ثابت كنند كه فرد مورد نظر او مناسب نيست.
اين روش هم گاهى براى بعضى از جوانان رشدنايافتهاى كه عشق آنها پايههاى نوروتيكى دارد، مؤثّر واقع نمىشود و تنها راه، اين است كه به قول معروف: «سر آنها به سنگ بخورد». بنابراين، در اين حالت نيز والدين يا بايد اجازه دهند كه جوان، خودش انتخاب كند و نتيجه آن را ببيند و يا او را نزد متخصّص ببرند كه درمان شود.
متأسّفانه بسيارى از مخالفت كردنهاى خانوادهها، از روى معيارهاى منطقى و عقلى نيست؛ بلكه گاهى به بهانههاى واهى (مثل: نداشتن تحصيلات بالا و نداشتن مال و ثروت آنچنانى)، مانع ازدواج دخترهايشان مىشوند. در اين شرايط، دختر و پسر مىتوانند با مراجعه به مراجع ذىصلاح، بدون اجازه والدين ازدواج كنند.
بههرحال، از معيارهاى ازدواج سالم، انتخاب خود دختر و پسر است و نبايد والدين، بدون رضايت دختر يا پسر، آنها را به عقد فردى دربياورند. فردى خدمت امام صادق عليه السّلام آمد و عرض كرد: مىخواهم با زنى ازدواج كنم و پدرم زن ديگرى را برايم انتخاب كرده است.
امام فرمود:
تزوّج الّتى هويت ودع الّتى يهوى أبواك.[١]
با فردى كه دوست دارى ازدواج كن و به فردى كه پدرت انتخاب كرده، توجّه نكن.
[١]. الكافى، ج ٥، ص ٤٠١، ح ١؛ وسائل الشيعة، ج ٢٠، ص ٢٩٣.