تربيت جنسى: مبانى، اصول و روشها از منظر قرآن و حديث - فقيهى، على نقى - الصفحة ٧٧ - ٢ توجه به تجانس روحى در همسريابى
در حديث ديگرى فرمود:
خلق اللّه الأرواح قبل الأجساد بألفى عام، ثمّ أسكنها الهواء، فما تعارف منها، ائتلف ههنا، و ما تناكر، اختلف ههنا.[١]
خداوند، ارواح را دو هزار سال پيش از خلق اجسام آفريد. سپس آنها را در آسمان، مسكن داد. پس هركدام از آنها كه در آنجا باهم، آشنايىاى داشتند، در اينجا انس و الفت پيدا كردند و هركدام كه در آنجا ناشناس بودند، براى يكديگر در اينجا، باهم اختلاف پيدا مىكنند.
به نظر مىرسد، گرچه احاديث فراوانى به اين هماهنگى تكوينى اشاره دارند، ولى در وصيتنامه امام على عليه السّلام لزوم هماهنگ شدن با افرادى كه محبّت آنها در دل ما وجود دارد نيز سفارش شده است. عبارت «پس نسبت به افرادى كه دوستشان داريد، اميدوار باشيد و از كسانى كه از آنها بدتان مىآيد، دورى گزينيد»، از هماهنگى تشريعى حكايت دارد و بر اصل تربيتى توجّه به «تجانس روحى» در گرفتن همراه، دوست و همسر دلالت مىنمايد. بنابراين، در جريان تربيت و بويژه در تربيت جنسى و به منظور همسريابى بايد تشابه و تجانس روحى- روانى كسى كه مىخواهد با او زندگى كند، مورد توجّه و بررسى قرار گيرد و بدون آن اقدام به همسريابى ننمايد. پيوند زناشويى و ارتباط زن و شوهر، مانند ارتباط دو دوست است. همانطور كه دو نفر اگر باهم از نظر روحى، همسنخ نباشند، نمىتوانند به رابطه دوستانه خود ادامه دهند و اگر ادامه بدهند هم، رابطه صميمانهاى نخواهند داشت. در پيوند زناشويى كه در آن، روابط دو فرد بايد از تمامى روابط انسانى ديگر، صميمانهتر باشد، اگر از نظر روحى، شخصيتى، اخلاقى و اجتماعى با يكديگر، همسنخ نباشند، رابطه آنها تداوم نخواهد داشت و اگر ظاهرا در كنار هم باقى بمانند، باطنا و روحا از يكديگر جدا خواهند بود و اين رابطه، يك رابطه مطلوب نخواهد بود.
توجّه به همانندى زن و شوهر در شخصيت و ويژگىهاى روانى، اخلاقى، فكرى و معنوىشان، از جمله امورى است كه در احاديث زيادى، مورد تأكيد قرار گرفته است. احاديث مربوط به كفو بودن، همفكر بودن و رضايت اخلاقى از جنس مخالف
[١]. همانجا؛ بحار الأنوار، ج ٤٠، ص ٢٢٢.