علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٤٢ - نظام امام شناسی شیخ مفید و باز خورد آن در حدیث پژوهی او
درجهای دور از دسترس دیگران برساند. همچنین خدا میدانسته است که جز او، کسی این امر را فرمانبردار نیست و در علم خداوند این گونه بوده است که هیچ یک از تکالیف دیگر مردمان، در لطف به پایۀ این تکلیف نمیرسد. از همین رو، با وجود علم پیش گفته، علی٧ خویشتن را به هلاکت نیفکنده و بر خود باری نیفکنده که از نظر عقلی قبیح باشد.[١]
علم به باطن و درون افراد از دیگر علومی است که مفید آن را برای امام لازم نمیداند.[٢] موضعگیری وی در قبال سرچشمههای علم امام نیز مؤیّد این نکته است؛ چه در آنجا هم دیدیم که توسّم و تفرّس را به عنوان منبع علم امام نمیپذیرد و چون علّت را نپذیرد، پذیرش معلول هم وجهی ندارد؛ امّا اذعان دارد که ائمه از درون برخی از افراد آگاه بودهاند.[٣] به تعبیر دیگر، انعقاد ظهور پارهای از روایات دالّ بر علم امام به باطن را قبول میکند و میپذیرد که این علم ظهور و بروزی خارجی و واقعی یافته است، امّا دقیقاً مشابه آنچه که در علم به آینده دیدیم، بر آن نیست که از مجموع این روایات بتوان بر وجود علم امام به درون تمامی بندگان خداوند، استدلال کرد. به دیگر سخن، این علم را به صورت موجبۀ جزئیه میپذیرند و قابلیّت تسرّی آن به تمامی احوال و اوقات امام را ردّ میکنند. کاربرد این روایات را هم در اثبات امامت ایشان و مطیع گرداندان مردمان میدانند.[٤] شاهد این مطلب نقل مصادیق باطن خوانی امام در آثار حدیثی شیخ مفید[٥] است که این علم را جزء علوم خارق العاده و دلیل و معجزی برای اثبات حقانیّت امام میداند و کاملاً توجّه دارد که بر اساس مبانی کلامی خویش آن را جزء ویژگیهای امام و در عرض علوم ضروری برای مقام امامت
ذکر نکند.
نگرۀ مفید در بارۀ «منابع علم امام» نیز در مطالعات حدیثی او اثر گذار بوده است. چنان که دیدیم، او در باره صدور حدیث «اتَّقُوا فِرَاسَةَ الْمُؤْمِنِ، فَإِنَّهُ یَنْظُرُ بِنُورِ اللَّه» چند و چونهایی داشت. با این حال، با تلاشی مؤمنانه میکوشد تا آن را با وجود اشکال صدوریاش حمل بر
[١]. همانجا.
[٢]. اوائل المقالات، ص٦٧.
[٣]. همانجا.
[٤]. همان
[٥]. علم امام علی به باطن افراد (الارشاد، ج١، ص٣١٧-٣١٩)؛ علم امام صادق به باطن افراد و نهانها (همان، ج٢، ص١٨٥، ١٩٣-١٩٨).؛ خبر داشتن امام کاظم از باطن افراد و نهانها (همان، ص٢٢١-٢٢٣، ٢٢٥-٢٢٩)؛ علم امام رضا به درون افراد (همان، ص٢٥٥-٢٥٧)؛ آگاهی امام جواد از درون افراد (همان، ص٢٩١-٢٩٣)؛ علم امام هادی به نهانها و درون افراد (همان،ص٣٠٨)؛ خبر امام عسکری از درون افراد و نهانها (همان، ص٣٢٧-٣٢٦، ٣٣٠، ٣٣٢،٣٣١)؛ خبر امام مهدی از نهانها و درون افراد (همان، ص٣٥٥-٣٦٧).