١ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص

علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٠ - سرمقاله

معمولاً در کنار اهل سنّت _ که اکثریت جامعه را تشکیل می‌دادند _ می‌زیسته‌اند. از این رو، طبیعی است که بسیاری از پرسش‌های آنان برگرفته از فضای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی حاکم بر جامعه بوده و آن فضا نیز از آرای محدثان و فقیهان دیار آنان اثر پذیرفته باشد.

فرهنگ فقهی، حدیثی اهل سنت در دو سدۀ نخست در شهرهای‌ گوناگون متفاوت بوده است؛ زیرا مذاهب چهارگانۀ اهل سنت (حنفی، مالکی، حنبلی و شافعی) پدید نیامده و یا فراگیر نشده بود. صحابۀ پیامبر٦ برداشت و یا آگاهی خود را برای مردمان دیار خویش بازگو می‌کردند. تابعیان و دیگر عالمان فقیه هر دیار نیز برداشت و رأی خود را با توجه به مبانی خاص خویش، بیان می‌کردند. طبیعی است که زاویۀ دید فقهایی که اهل رأی بوده و اعتنای کمی به روایات نبوی٦ داشتند؛ همانند ابو حنیفه (فقیه کوفه) و حکم بن عتیبة (فقیه بصره) با زاویۀ دید احمد بن حنبل و مالک بن انس (فقهای مدینه) _ که تمایل به نقل گرایی داشتند _ متفاوت بوده است.

از این منظر برای دستیابی به فضای صدور روایات شیعی، افزون بر جست و جو در روایات فقهی اهل سنت، باید به فتاوا و آرای فقیهان سنی معاصر با امامان اهل بیت: نیز توجه شود.

فقیه بزرگوار شیعی، آیة الله حاج آقا حسین بروجردی (م١٣٤٠ش / ١٣٨٠ ق)، به این نکته، توجه فراوان داشته و قواعد و ضوابط پژوهش در این حوزه را تبیین کرده است. از منظر ایشان، مباحث فقه و حدیث اهل سنّت، قرینۀ منفصل برای فهم روایات شیعه به شمار می‌روند.[١] از این رو، آشنایی با فقه اهل سنّت و احادیث آنان را لازم ‌دانسته و در درس فقه خویش، دیدگاه‌های عالمان اهل سنّت را نیز نقل و ارزیابی می‌کردند. به گفتۀ ایشان، در بسیاری از موارد، فقه شیعه و احادیث فقهی شیعه تقریباً حاشیه و تعلیقه بر فقه و فتاوای اهل سنّت، محسوب می‌شود؛[٢] زیرا فقه اهل سنت، بر جامعه و محیط صدر اسلام، حاکم بوده و


[١]. ر.ک: «مبانی و سبک استنباط آیة الله بروجردی»، ص٢٤٥ به بعد.

[٢]. این سخن نیاز به تبیین و توضیح دقیق‌تری دارد. ظاهر این جمله آن است که فقه اهل سنت، اصل و روایات شیعه حاشیه تلقی شده است؛ در حالی که مراد ایشان دقیق‌تر از این برداشت ظاهری است.

اشارۀ آیة الله بروجردی به فضای صدور روایات فقهی با ویژگی‌ها و مختصات ذکر شده در ابتدای مقاله است. فضای عمومی جامعه تحت تأثیر فقه و فرهنگ اهل سنت بوده و در بسیاری از موارد، پرسش مردمان یا عالمان شیعه نیز از آن فرهنگ، باور و حکم بوده است.

از این رو لازم است ابتدا فضای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی حاکم بر جامعه معلوم شود و پرسش عالم شیعی و پاسخ امام٧ با توجه به آن قرینه‌ها تحلیل و تبیین شود. از این رو، سخن ایشان نباید به معنای در حاشیه بودن فقه شیعه تلقی شود.