علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٩ - سرمقاله
حجیت میبخشد؛ همچنان که ممکن است گستردگی روایات «الجهر ببسم الله الرحمن الرحیم»[١] را محدود کرده و آن را منحصر به نمازهای جهری (یعنی نمازهای صبح و مغرب و عشا) کند و یا معنایی دیگر برای روایت «المیت یعذب ببکاء اهله»[٢] پدید آورد یا مدعای روایت «لا ضرر و لا ضرار»[٣] را تبیین و آن را به امری حکومتی تبدیل کند و مراد از سخن امیر المؤمنین در بارۀ انتخاب اکثریت، «فان اجتمعوا علی رجل و سموه اماماً کان ذلک لله رضا»[٤] را توضیح دهد.
اکنون موضوع بحث را محدودتر کرده و به بررسی فضای صدور روایات فقهی شیعه پرداخته و چگونگی دستیابی به قراین تبیین کنندۀ فضای صدور در عصر ائمه: میپردازیم.
دورۀ صدور روایات شیعی، بسی گستردهتر از روایات اهل سنت است و مدت زمانی در حدود ٣٤٢ سال (١٣ سال قبل از هجرت تا سال ٣٢٩هجری) را شامل میشود. بیشتر روایات فقهی نیز از امام باقر و امام صادق٨ صادر شدهاند. نزدیک به هفتاد و پنج روایات فقهی شیعه از طریق صادقین٨ در اختیار ما قرار گرفته است.
از این رو، برای فهم فضای صدور روایات فقهی شیعه، بررسی فضای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی دوران صادقین٨ ضروری است. بنا بر این، تنها نمیتوان به روایات نبوی نزد اهل سنت بسنده کرد، بلکه باید به اقوال صحابه، تابعیان و عالمان متفاوت اهل سنت که در دورۀ ائمه، به ویژه در دورۀ صادقین٨ در سرزمینهای مختلف میزیستند نیز مورد
توجه شود.
شیعیان، در دورۀ حضور امامان اهل بیت: در مراکز گوناگون جغرافیایی زندگی کرده و
[١]. الکافی، ج٨، ص٦١؛ دعائم الاسلام، ج١، ص١١٠؛ الاستبصار، ج١، ص٣١٠.
[٢]. صحیح البخاری، ج٢، ص٨٢؛ صحیح مسلم، ج٣، ص٤١؛ سنن الترمذی، ج٢، ص٢٣٥. برداشت خلیفۀ دوم آن بود که اگر همراهان شخص تازه گذشته بر او گریه کنند، این عمل سبب عذاب شدن آن میت توسط فرشتگان عذاب خواهد شد؛ در حالی که این سخن با صریح آیه قرآن «وَ لَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى» (سوره زمر، آیه٧) معارض است و مسلماً مراد پیامبر اکرم٦ آن نبوده است.
[٣]. الکافی، ج٥، ص٢٨٠ و ٢٩٣؛ معانی الاخبار، ص٢٨١؛ مسند ابن حنبل، ج٥، ص٣٢٧؛ سنن ابن ماجه، ج٢، ص٧٨٤.
[٤]. نهج البلاغة، نامۀ ٦؛ تاریخ مدینة دمشق، ج٥٩، ص١٢٨. امیرالمؤمنین٧ در نامه به معاویه، بیعت مهاجر و انصار را با خود صحیح و نافذ شمرده و معاویه را از سرکشی بیم دادهاند. ظاهر سخن آن است که بیعت مهاجران و انصار، رضایت و مشروعیت الهی را به دنبال دارد؛ در حالی که این سخن در مقام احتجاج و نه استدلال بیان شده و ناظر به باور عمومی و یا تبلیغات معاویه بر حقانیت خلفای اول و دوم است. بنا بر این، حضرت در مقام بیان قضیه حقیقی نبودهاند تا سخن اطلاق داشته و در بر دارندۀ تأیید خلافت سه خلیفۀ پیشین باشد.