علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١١٨ - چند گانگی اسم اعظم در حدیث
اعتبار صفتی از صفات.[١] «حکیم سبزواری» در پانوشت اسفار در مقام ذکر تفاوت اسم، صفت و ذات اظهار میدارد که صفت، عبارت است از یک تعیّن وجودی، و اسم عبارت است از وجود همراه با آن تعیّن، و خود وجود با قطع نظر از تعیّن، عبارت از مسمی است.[٢] هم او در شرح الاسماء الحسنی تفاوت اسم با صفت در نزد عارفان را این گونه بیان میکند که ذات موجود با اعتبار هر یک از صفات در عرف عارفان اسم نامیده میشود، و نفس این محمول عقلی ]بدون ذات[ در نزد عارفان صفت نامیده میشود.[٣]
این اصطلاح در جای جای مسفورات اهل عرفان نیز به چشم میخورد؛ از جمله: ابن عربی در الفتوحات المكیة اسمای الهی را عبارت از یک سلسله امور نسبی و اضافی دانسته و ادّعا میکند که اسمای الهی نسبتها و اضافاتی به ذات هستند که به یک وجود واحد بر می گردند.[٤] نیز در تفسیر ابن عربی، نوشته عبدالرزاق کاشانی آمده است که اسم عبارت از ذات با اعتبار صفتی از صفات است.[٥] همچنین قیصری در شرح فصوص الحكم اسم را عبارت از ذات با ملاحظه صفتی از صفات ذات دانسته است.[٦] تبیین و تعریف اصطلاحی اسم در موارد بسیاری از آثار علامه طباطبایی به چشم میخورد. به برخی از آنها اشاره میشود:
١. «الذات مأخوذاً بوصف من أوصافه».[٧]
٢. «الذات مأخوذة بصفة من صفاته و وجه من وجوهه».[٨]
٣. «ذات مأخوذة بوصف مّا».[٩]
٤. «لیس الاسم الّا الذات مأخوذاً ببعض أوصافه».[١٠]
و برای نمونه، اسم عالِم را _ که از اسمای الهی است _ به «الذات مأخوذة بوصف العلم»[١١] تبیین نمودهاند.
[١].الشواهد الربوبیة فی المناهج السلوکیة، ص٤٤.
[٢]. الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة، ج٨، ص٢٨١.
[٣]. شرح الاسماء الحسنی، ج١، ص١٩ و ٢١٥.
[٤]. الفتوحات المکیة، ج١، ص١٦٣.
[٥]. تفسیر ابن عربی، ج١، ص٣١ و ٢٧٠ و ٤٢٦؛ ج٢، ص١٦ و ٣٧١ و ٤١٦.
[٦]. شرح فصوص الحکم قیصری، ص٦٤٠، ٦٥٥، ٧٠٢، ٧٠٧، ١٠٢٤.
[٧]. المیزان فی تفسیر القرآن، ج١، ص١٧.
[٨]. همان، ج٦، ص٢٥٤.
[٩]. همان، ج١٣، ص٢٢٩.
[١٠]. الرسائل التوحیدیة، ص٢٢.
[١١]. المیزان فی تفسیر القرآن، ج١، ص٧١.