علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١١٦ - چند گانگی اسم اعظم در حدیث
١. مفهوم اسم در لغت عبارت از علامت و نشانه است.[١]
٢. مفهوم اسم در عرف نیز به معنای «لفظ دالّ بر مسمی» است.[٢]
٣. اسم در اصطلاح علم صرف و نحو در مقابل فعل و حرف، و به معنای کلمهای است که بنفسه بر معنایی دلالت دارد، ولی همانند فعل مقترن به زمان نیست.[٣]
٤. اسم اصطلاح در دانش منطق در مقابل کلمه و اَدات و مقصود از کلمه، همان فعل در صرف و نحو، و مراد از ادات، حرف و منظور از اسم، همان اسم در صرف و نحو است.[٤]
٥. اسم بر پایه اصطلاح دیگر در علم صرف و نحو در مقابل لقب و کنیه عبارت است از کلمهای (مشخصاً بنا بر اصطلاح اول یعنی اسمی) که معرفه و از میان معارف مشخصاً عَلَمی که نه مُصدَّر به اب و امّ باشد و نه دلالت بر مدح و ذمّ کند.[٥]
٦. اسم بر پایه اصطلاح دیگر در علم صرف و نحو در مقابل اعم از اسم ذات و اسم معناست؛ یعنی در مواردی بر ذات قائم بذاته (اسم ذات) دلالت دارد؛ مانند: انسان، زید و... و در مواردی دیگر دلالت بر معنای قائم بغیره (اسم معنا) دلالت دارد؛ مانند: ضرب،
کتابت و...
صفت، در مقابل این دو، بر ذاتی که متّصف به معنا و دارای یک ویژگی خاصّ است، دلالت دارد؛ مانند: ضارب، کاتب و... و همواره با وزن خاصی همراه است؛ مانند: اسم فاعل، اسم مفعول، صفت مشبهه، صیغه مبالغه و اسم تفضیل.[٦]
٧. اسم خدا در مقابل افعال و صفات خدا؛ در علم کلام، اصطلاح اسم در برابر صفات
و افعال کاربرد دارد؛ با این توضیح که اموری که به خداوند متعال نسبت داده میشود،
یا فعل است، مانند: خلق؛ و یا صفت است، مانند حیات؛ و یا اسم، که از فعل یا
صفت به صورت توصیفی ساخته شده و بر خداوند متعال اطلاق میگردد؛ مانند:
خالق وحی. «ایجی» در این باره به صراحت اظهار میدارد که مقصود از سخن در باره
اسمای الهی، سخن در باره اسمها و اعلامی که در لغت گوناگون بر اشیا گذاشته
[١]. القاموس المحیط، ج٤، ص٣٤٤؛ لسان العرب، ج١٤، ص٤٠١؛ تاج العروس من جواهر القاموس، ج١٠، ص١٨٣؛ البیان فی تفسیر القرآن، ص٤٢٤.
[٢]. المیزان فی تفسیر القرآن، ج١، ص١٧.
[٣]. شرح الرضی علی الکافیة، ج١، ص٢٧ - ٣٠.
[٤]. المنطق، ص٦٣ - ٦٤.
[٥]. شرح ابن عقیل، ج١، ص١١٩؛ شرح الرضی علی الکافیة، ج٣، ص٢٦٥.
[٦]. شرح الرضی علی الکافیة، ج٢، ص١٤٤، ٣٠٠، ٣٩٤ و ٦٤٦؛ شرح شافیة ابن الحاجب، ج١، ص١٩٩؛ ج٢، ص١١٧ و ١٥٤؛ ج٣، ص٨٦، ١٣٦.