علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٧٧ - پژوهشی در روایات «ألفِ باب»
پیامبر از هر بابی هزار باب و پهنۀ دیگر از علم را برای امیرالمؤمنین٧ گشودند و حضرت را بر آن واقف و از آن مطلع نمودند.
٢. آگاه شدن از هر بابی، موجب اندیشه و تفکر امام٧ و در نتیجه پی بردن به شعب و شاخهها و متعلقات آن ابواب شده است.
٣. پیامبر گرامی٦ به نشانهها و علاماتی تصریح نمودند که پشت آن حوادثی و در پی آن حوادث، حوادثی تا هزار اتفاق و حادثه بوده است، و آنگاه که امام علی٧ از هزار نشانه اول آگاه شد، با هر نشانهای به هزار نشانه دیگری رسیده است.
٤. حضرت رسول٦ ویژگی را با حکم اجمالی و خلاصه آن، نه به صورت تفصیلی آن، برای حضرت علی٧ بیان فرمودهاند که از آن اجمال، هزار تفصیل و جزئیات به
دست میآید.[١]
مرحوم شیخ مفید قول اول را دیدگاه مورد اعتماد خویش میداند که بنا بر این دیدگاه اجمال و تفصیل علم الف باب توسط پیامبر٦ به امیرالمؤمنین تعلیم و انتقال یافته است.
مرحوم مجلسی در ذیل کلام مرحوم شیخ مفید در دانش نامه بحار الانوار آورده است:
دیدگاه سوم با روایت «علمنی الف باب من الحلال و الحرام و مما كان و مما هو كائن الی یوم القیامة» منافات دارد. دیدگاه چهارم با روایت موسی بن بكر از امام صادق٧ كه در آن حضرت فرمودند: «كلما غلب الله علیه من امر فالله اعذر لعبده، ثم قال: هذا من الابواب التی یفتح كل باب منها الف باب»، تأیید میشود.
علامه مجلسی سپس با طرح نظر خود در این باره مینویسد:
ظاهراً مراد این روایات آن است كه پیامبر گرامی٦ هزار نوع از انواع استنباط علوم را به حضرت امیر٧ تعلیم فرمود كه از هر یك از آنها هزار مسأله یا هزار نوع استنباط شده است. ایشان معتقدند این گفتار به معنای تخمینی و ظنی بودن مسائل استنباطی نیست، بلكه محصل از آن استنباط، علم به حكم الهی خواهد بود، نه ظن و تخمیین به حكم خداوند حكیم.[٢]
از این رو، میتوان گفت در باره چگونگی تحقق ابواب مترتب بر هر بابی از هزار باب، چهار دیدگاه مشهور از قدما مطرح شده است:
[١]. الفصول المختارة، ص١٠٦- ١٠٨.
[٢]. ر.ک: بحار الانوار، ج٤٠، ص١٢٩.