علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٠٦ - الکافی و گفتمان حدیثی قم
روایت میکنم. همچنین تمام کتاب الکافی را از ایشان، از کلینی نقل میکنم.
از این میان، محمد بن محمد بن عصام به تصریح صدوق، اهل کلین است و صدوق در اسناد مختلفی با این وصف از او یاد میکند.[١] محمد بن احمد سنانی نیز از نسل محمد بن سنان و ساکن ری بوده است.[٢]
علی بن احمد بن موسی نیز گرچه به تصریح از اهالی ری دانسته نشده، اما با توجه به این که در طریق صدوق به محمد بن جعفر اسدی ساکن ری بوده[٣] و در موارد مختلفی طریق مشترک با محمد بن احمد سنانی است،[٤] سکونت وی در ری تقویت میشود.
این قراین اثبات میکند که کتاب الکافی در زمان حضور کلینی در ری به پایان رسیده و او آن را بر شاگردان رازی خویش خوانده است و آنان این کتاب را از او در ری شنیده و
گزارش کردهاند.
سماع الکافی توسط احمد بن ابراهیم و عبدالکریم بن نصر از کلینی در سال ٣٢٧ در باب سلسله بغداد[٥] و همچنین گزارش نجاشی و شیخ طوسی نسبت به رحلت کلینی و دفن او در بغداد، شاهدی است بر این که وی در ری میزیسته و پس از تدوین کتاب و سماع الکافی توسط عدهای از اهالی کلین و ری، به بغداد سفر کرده و قبل از ارتحالش به مدت دو سال یا کمی بیشتر، در محله «باب الکوفه» بغداد اقامت نموده و مشایخ بغداد و کوفه از او
سماع کردهاند.
این شواهد نشان میدهد که کلینی الکافی را در بغداد تألیف ننموده و نیز متأثر از فضای عقلگرایی بغداد به تألیف کتاب خویش نپرداخته است.
همچنین اثبات این سخن که کلینی الکافی را برای مخاطب بغدادی نگاشته، صحیح نیست؛ چرا که انگیزه خود از تألیف الکافی را برآوردن درخواست برادری که در پی کتابی در بر دارنده تمام دانش دین بوده میداند.[٦] حال آن که اگر برای مخاطب بغدادی و با نگاه
[١]. امالی، ص٤٥٦؛ توحید، ص٧٢، ٨٣، ١١٥، ١٥٣، ١٥٩، ١٦٠، ٢٢٠؛ عللالشرایع، ج١، ص١٦٠، ٢٣٢، ٢٣٣؛ کمالالدین، ج١، ص٣٢٣، ج٢، ص٤٣٥، ٤٨٣، ٥٢٢؛ معانی الاخبار، ص١٤، ٦٣؛ منلا یحضره الفقیه، ج٤، ص٢٢٣.
[٢]. روضة المتقین، ج١٤، ص٢٣٤.
[٣]. من لا یحضره الفقیه، ج٤، ص٤٧٦.
[٤]. الامالی، ص٣٤١، ح١؛ الخصال، ج٢، ص٤٣٠، ح١٠؛ ص٥٤٣، ح١٩؛ ص٦٥٢، ح٥٣؛ من لایحضره الفقیه، ج٢، ص٢٣٨، ح٢٢٩٣.
[٥]. تهذیبالاحکام، المشیخة، ص٢٩؛ الإستبصار فیما اختلف من الأخبار، المشیخة، ص٣١٠
[٦]. إنّک تحبّ أن یکون عندک کتاب کاف یجمع [فیه] من جمیع فنون علم الدین، ما یکتفی به المتعلّم، و یرجع إلیه المسترشد، و یأخذ منه من یرید علم الدین و العمل به بالآثار الصحیحة عن الصادقین٨ و السنن القائمة الّتی علیها العمل، و بها یؤدّی فرض اللّه عزّ و جلّ و سنّة نبیّه٦.