علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٤٤ - نظام امام شناسی شیخ مفید و باز خورد آن در حدیث پژوهی او
بسیماهم» بدان اشاره شده است.[١] شیخ مفید در الامالی خود نیز، همسو با این باور، حدیثی میآورد که شناخت ائمه از مجرمان را منحصر به روز قیامت میکند.[٢] از این رهگذر هم اعتقاد خویش را تأیید مینماید و هم به شکلی تلویحی با احادیث منقول از قمیان _ که آن را در این دنیا میدانستند _ مخالفت میکند. گفتنی است که او در الإرشاد به گاه بیان سیرۀ قائم؟عج؟، ضمن حدیثی توسّم این دنیایی او را نقل میکند.[٣] نقل این حدیث را یا باید عدول از مبنای کلامی شمرد یا آن را بر تسامح و تساهلهایی موجود در کتابهای تاریخی حمل نمود.
با این وجود، همیشه بغدادیان به مستندات روایی منابع علم ائمه رویکردی تأویل یا تخصیصگرا ندارند؛ چنان که در سر آغاز بحث اشاره شد، شیخ مفید تحدیث و الهام را برای یاران نزدیک امام هم میپذیرد. تفکّری که در قم از سوی صفّار هم القا گردیده بود.[٤] از همین روی، میتوان گفت که مفید هم صدور روایات دالّ بر این نکته را پذیرفته و هم در تبیین آن، ظاهر گرایانه عمل کرده است. این در حالی است که محتمل است صدوق، با این نظر موافق نباشد؛ چه با نقل روایتی محدّث خواندن سلمان فارسی، از اصحاب نزدیک به پیامبر و علی٧ را از آن رو میداند که پیامبر و امیر المؤمنین علم پنهان و پوشیدۀ خدا را فقط بر او واگو کردهاند و دیگران بارِ آن را نتوانستند کشید.[٥] به دیگر سخن، او «واژۀ محدّث» را که در ادبیات امامیه به ارتباط شنیداری با فرشتگان، تبادر و ظهور دارد، به گونهای دیگر تحلیل کرده و آن را به ارتباط با امام و ولیّ تفسیر کرده است
نتیجه
مفید امام شناسی خود را با ضرورت وجود امام آغاز میکند. از دیدگاه او میتوان به لحاظ عقلی و بر پایۀ لطف بودن وجود امام، وجوب او را ثابت کرد. او امام را در هر زمانه یکتا و واحد
[١]. تصحیح الاعتقاد، ص١٠٧.
[٢]. الامالی، ص٢١٣، ح٤، المجلس الرابع و العشرون: «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ عَنْ آبَائِهِ: قَالَ قَالَ رَسُولُ...: یَا عَلِیُّ! أَنْتَ وَ الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِکَ عَلی الْأَعْرَافِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ تَعْرِفُ الْمُجْرِمِینَ بِسِیمَاهُمْ وَ الْمُؤْمِنِینَ بِعَلَامَاتِهِمْ یَا عَلِیُّ لَوْلَاکَ لَمْ یُعْرَفِ الْمُؤْمِنُونَ بَعْدِی...».
[٣]. الإرشاد، ج٢، ص٢٨٦.
[٤]. بصائر الدرجات، ص٣٤٢، ح٤، باب فی أن المحدث کیف صفته وکیف یصنع به وکیف یحدث الأئمة
[٥]. علل الشرائع، ج١، ص١٨٣،ح٢، باب العلة التی من أجلها سمیت فاطمة محدثة: «و قد روی أن سلمان الفارسی کان محدثاً فسئل الصادق عن ذلک و قیل له: من کان یحدثه؟ فقال: رسول الله٦ و أمیر المؤمنین، و إنما صار محدثاً دون غیره ممن کان یحدثانه لأنهما کانا یحدثانه بما لا یحتمله غیره من مخزون علم الله. ومکنونه»