علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٣٨ - پژوهشهاي خاورشناسان درباره نهجالبلاغه
قیام عباسی بوده است، نه محمد بن سلیمان، بلکه پدرش سلیمان بن حارث بن عبدالله نوفلی بوده است. ما باید عمر سلیمان را تا حوالی ١٥٠ ـ ١٦٠ق، عمر فرزندش محمد بن سلیمان را تا حوالی ٢١٠ ـ ٢٢٠ق، و عمر فرزندش علی نوفلی را تا ٢٥٠ ـ ٢٦٠ق، بدانیم.
باید توجه داشت که خاندان نوفلی در قیام عباسی شرکت داشتند، اما مانند بسیاری از خاندانهای دیگر، نظیر خزاعیها و یقطینیها، به تدریج از آنان دور شده و جانب علویان را گرفتند. این تغییر گرایش در این خاندان در روزگار محمد بن سلیمان رخ داده است؛ چنان که به روایت کشی، سلیمان در روزگار هارون همراه یکی از افراد خاندان شیعی میثم، به زندان افتاده است.
در السنن نسائی[١] روایتی در فضیلت امام علی٧ به نقل سلیمان بن عبدالله بن حارث، از جدش، از علی٧ نقل کرده است. در این روایت، حضرت رسول٦ به علی٧ فرمودند که من هرچه در نماز خواستم خداوند به من عطا کرد و هر آنچه برای خود خواستم، برای تو نیز از خداوند خواستم.
از این سلیمان، گاه به سلیمان بن عبدالله بن حارث هاشمی نیز یاد میشود، اما برخی از رجالشناسان سنی، مانند ابن حجر او را نشناختهاند.[٢] در نتيجه، خاندان نوفل، هاشمی هستند و جالب است که در مسند احمد[٣] از پدر سلیمان، یعنی عبدالله بن حارث هم به عنوان هاشمی یاد شده است.
عبدالله بن سلیمان نوفلی، یک راوی است که بسا فرزند همین سلیمان بوده و روایتی از وی در بشارة المصطفی[٤] نقل شده است.
محمد، پدر نوفلی ما، عالم و محدث و اخباری بزرگوار فرزند دیگر همین سلیمان بوده است. این مطلب ـ که او راوی برجستهای بوده ـ از اخبار فراوانی که نوفلی از پدرش نقل کرده و تقریباً بیش از هشتاد درصد اخبار او از پدرش است، «عن ابیه» آشکار است. بيترديد، تغییر گرایش از عباسیان به علویان و به خصوص مذهب امامی باید از زمان محمد نوفلی باشد، هر چند باید توجه داشت که بسیاری از کسانی که به عباسیان گرایش یافتند، تصورشان بر این بود که اقدامی از روی تشیع انجام میدهند، اما به تدریج دریافتند که به خطا رفتهاند.
از این محمد خبر جالبی داریم و آن این که در زمان هارون مدتی همراه ابن میثم، در زندان بوده است. این مطلب به دنبال روایت مفصلی است که کشی دربارۀ مناظره هشام بن حکم با متکلمان در حضور یحیی برمکی و در حالی که هارون در پشت پرده نشسته بوده، آمده است. خبر این مناظره در زندان به محمد بن سلیمان نوفلی و ابن میثم رسیده و آنان در این باره با یکدیگر گفتگو کردهاند.[٥]
شیخ صدوق (م ٣٨١ق) روایتی از علی بن محمد نوفلی نقل کرده است که از قول پدر اوست. در این سند آمده است که پدرش این خبر را از علی بن یقطین شنیده است.[٦] بنابراين، ارتباط پدر او با محافل شیعی کاملاً روشن است. نقل اخبار زیدیه و طالبیان میتواند نشانی دیگر بر این امر باشد.
[١]. الفتوح، ج٤، ص٢٩٠.
[٢]. ج٥، ص٥١٤.
[٣]. اخبار الدولة العباسیة، ص٢٩٨.
[٤]. ج٤، ص٢٩٧.
[٥]. ج٥، ص٨١، ص٢١٤، ص٣٨٤، ص٤٠٠، ص٥٨٣، ج٧، ص١٤٤.
[٦]. الانساب، ج٧، ص٣٥١.