معاد استدلالى

معاد استدلالى - صفر علیپور و ابراهیم زاده - الصفحة ٩٢

پرتو رهنمودهاى آنان بهره گيرد كه اين خود از آثار شفاعت خواهد بود.
٢- آيا برخوردارى از مقام شفاعت مزد گرفتن بدون كار نيست؟
پاسخ: بايد گفت پذيرش شفاعت، نشانگر كرامت و احساس شفاعت پذير است، و نيز نشان مرتبه بلند شفيع است، و براى شفاعت شونده لطف و احسان است. لازم نيست كه همه چيز جنبه مزد داشته باشد. آرى مقامى كه در اثر شفاعت پديد آمده در گرو سعى و تلاش عملى شفاعت شده نبوده است؛ ولى هر آنچه كه خداوند به بنده مى‌دهد لازم نيست در اثر سعى باشد، بلكه از روى فضل و احسان خداست. چه اين كه خداوند مى‌فرمايد:
«كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهينَةٌ الَّا اصْحابَ الَيمينِ فى‌ جَنَّاتٍ يَتَسائَلُونَ عَنِ الُمجْرِمينَ ...» «١» (آرى) هر كس در گرو اعمال خويش است، مگر «اصحاب يمين» (كه نامه اعمالشان را به نشانه ايمان و تقوايشان به دست راستشان مى‌دهند)! آنها در باغهاى بهشتند، و سؤال مى‌كنند از مجرمان پس همه در گرو اعمال خويشند جز ياران دست راست، كه در بهشتهايى قرار داشته و راجع به گناهكاران و سرنوشت شومشان پرس و جو مى‌كنند؛ و اين كه شفاعت شافعان آنان را سود نداده است، «٢» در حالى كه اصحاب يمين را سود داده است.
٣- آيا وعده شفاعت، گناهكاران را نسبت به گناه كردن گستاخ نمى‌كند؟
پاسخ: در صورتى وعده شفاعت موجب گستاخى افراد مى‌شود كه داراى دو شرط باشد: يكى اينكه گناهكار به اسم معيّن گردد و به او وعده شفاعت بطور قطعى داده شود يا گناهى كه شفاعت، كيفر آن را برطرف مى‌كند مشخص شود، دوّم، شفاعت بتواند در رفع جزاى كار بد با تمام انواعش، مؤثر واقع شود و جزاى كار بد را از اصل بركند. امّا اگر هر دو شرط نامعلوم باشد و مشخص نشود كه شفاعت شامل چه كسى و در مورد چه‌