معاد استدلالى

معاد استدلالى - صفر علیپور و ابراهیم زاده - الصفحة ٩٠

«مَنْ ذَاالَّذى‌ يَشْفَعُ عِنْدَهُ الَّا بِاذْنِهِ» «١» كيست كه بدون اذن خداوند نزد او شفاعت كند؟
«يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ الَّا مَنْ اذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِىَ‌لَهُ قَوْلًا» «٢» در روز قيامت، شفاعت مفيد واقع نمى‌شود مگر شفاعت كسى كه خداى رحمان به او اذن دهد و به گفتار او راضى گردد.
«وَ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عِنْدَهُ الَّا لِمَنْ اذِنَ لَهُ» «٣» شفاعت كسى نزد او سود نمى‌بخشد مگر شفاعت آن كس كه خدا به او اذن دهد.
بنابراين شفاعت، حق مطلق خداوند است، ولى از آن جهت كه رحمت الهى از طريق يك سلسله اسباب به بندگان مى‌رسد، خداوند متعال، اولياى خود را سبب مؤثر در اين امر قرار داده است. علاوه بر اين، خدا با دادن مقام شفاعت براى اولياى خود، خواسته است از آنان تجليل شايسته‌اى بنمايد و ارزش وجودى آنان را براى ديگر بندگان معرفى كند و شايد به همين جهت است كه قرآن از مقام شفاعت پيامبر (ص) به مقام محمود تعبير مى‌كند و مى‌فرمايد:
«وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَّكَ عَسى‌ انْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً» «٤» براى گزاردن نماز نافله در بخشى از شب برخيز تا خدا تو را براى مقام بس پسنديده‌اى برانگيزد.
مرحوم طبرسى در مجمع البيان مى‌فرمايد: مفسران اسلامى اتفاق نظر دارند كه مقصود از مقام محمود همان شفاعت است «٥» شفيع كه مى‌خواهد آمرزش الهى را، براى بندگانى كه شايستگى شفاعت دارند، جلب كند و آنان را از پيامد كارهايشان نجات دهد، به چيزى متوسل مى‌گردد كه در كسى‌